من با تاریکی خودم آشتی کردم... توی تاریکی من غرق شید

دیدگاه ها (۰)

من اون شبی ام که هیچوقت صبح نمیشه.

خون تنها زبانی که اینجا فهمیده میشه

من رو نکشتن فقط کاری کردن دیگه زندگی نکنم.

این مبارزه داوری نهایی است.

مرگ... تنها راه پایان این درد بود

سرخ... سیاه... سکوت...

رنگ باختن تمام رنگ ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط