خون تنها زبانی که اینجا فهمیده میشه

دیدگاه ها (۰)

رنگ باختن تمام رنگ ها

چشم های درنده... ذهن سرد

من اون شبی ام که هیچوقت صبح نمیشه.

من با تاریکی خودم آشتی کردم... توی تاریکی من غرق شید

سرخ... سیاه... سکوت...

او قاتل بود... اما پدر بود.

سقوط غول سیاه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط