The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
_________________________
ویو پارک یورین:
بعد از خداحافظی با ناری با ماشینم به سمت عمارت رفتم
وارد عمارت شدم که دیدم خانواده جئون اومدن سلام کردم و وارد اتاقم شدم به جونگ کوک پیام دادم بیاد بالا تو اتاق بعد چند مین وارد اتاق شد که با دیدنش دهنش باز موند....
ویو جئون جونگ کوک:
یورین وارد عمارت شد باهامون سلام و احوال پرسی کرد و رفت بالا.... بعدش یه نوتیف برام اومد یورین بود نوشته بود برم بالا....
_«با اجازه من میرم اتاق یورین»
اجازه گرفتم و راهی طبقه بالا شدم در زدم و وارد اتاق شدم که با دیدنش دهنم از تعجب باز موند.....
+«چیه چرا تعجب میکنی بیا تو»
_«ای..... ن اتاق توعه؟»
+«اره مگه چشه»
_«هیچی فقط خیلی صورتیه برعکس عمارتتون»
+«از بچگی از چیزای سیاه و منفی خوشم نمیومد»
اوهوم خوب میدونستم دختر کوشولو مخالف این چیزاس برا همین واسم خاصه......
+«بیا بشین رو تخت»
رفتم رو تخت و کنارش به تاج تکیه دادم که چشم افتاد به دستش که باند پیچی شده بود
با چشای تعجب و عصبانی _«کی دستتو اینطوری کرده»
+«لئو»
_«لئو کی...»
حرفم با پریدن یه گربه ناناز تو بغلم نصفه موند
با تعجب _«اینو کی خریدییییی»
+«همین امشب خیلی نانازهههه»
_«اره بابا اصلا خیلی نانازه مه لا دستت این کارو کرده»
با خنده+«یادگاریه»
_«ولی برا من خشونت به مهم ترین ادم زندگیمه»
ویو پارک یورین:
با حرفی که زد لپام گل انداخت
با خجالت+«کوک»
با نیشخند_«هوم»
با صدای اروم و خجالتی+«ببند دهنتو»
خنده_«چشم چشم»
+«حیحی»
که یکدفه رو گوشی کوک نوتیف اومد........
_________________________
ویو پارک یورین:
بعد از خداحافظی با ناری با ماشینم به سمت عمارت رفتم
وارد عمارت شدم که دیدم خانواده جئون اومدن سلام کردم و وارد اتاقم شدم به جونگ کوک پیام دادم بیاد بالا تو اتاق بعد چند مین وارد اتاق شد که با دیدنش دهنش باز موند....
ویو جئون جونگ کوک:
یورین وارد عمارت شد باهامون سلام و احوال پرسی کرد و رفت بالا.... بعدش یه نوتیف برام اومد یورین بود نوشته بود برم بالا....
_«با اجازه من میرم اتاق یورین»
اجازه گرفتم و راهی طبقه بالا شدم در زدم و وارد اتاق شدم که با دیدنش دهنم از تعجب باز موند.....
+«چیه چرا تعجب میکنی بیا تو»
_«ای..... ن اتاق توعه؟»
+«اره مگه چشه»
_«هیچی فقط خیلی صورتیه برعکس عمارتتون»
+«از بچگی از چیزای سیاه و منفی خوشم نمیومد»
اوهوم خوب میدونستم دختر کوشولو مخالف این چیزاس برا همین واسم خاصه......
+«بیا بشین رو تخت»
رفتم رو تخت و کنارش به تاج تکیه دادم که چشم افتاد به دستش که باند پیچی شده بود
با چشای تعجب و عصبانی _«کی دستتو اینطوری کرده»
+«لئو»
_«لئو کی...»
حرفم با پریدن یه گربه ناناز تو بغلم نصفه موند
با تعجب _«اینو کی خریدییییی»
+«همین امشب خیلی نانازهههه»
_«اره بابا اصلا خیلی نانازه مه لا دستت این کارو کرده»
با خنده+«یادگاریه»
_«ولی برا من خشونت به مهم ترین ادم زندگیمه»
ویو پارک یورین:
با حرفی که زد لپام گل انداخت
با خجالت+«کوک»
با نیشخند_«هوم»
با صدای اروم و خجالتی+«ببند دهنتو»
خنده_«چشم چشم»
+«حیحی»
که یکدفه رو گوشی کوک نوتیف اومد........
- ۳۱۷
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط