really love

really love
part²

میرفت زیر پتو..
ساعت حدود ۷بود و لیلی بلند شد و رفت بالا
+بچه ها میاید بریم کورس؟
لیسا:اوه راستی پاشید بریم آماده شیم
همه رفتن توی اتاقشون تا آماده بشن

[ویو لیلی]
وایی کی ساعت ۷شد؟چقدر زمان زود میگذره
رفتم بالا و شروع کردم به آرایش
برای اتمام آرایشم یه شاین پشت چشم،یه خط چشم،یه ریمل و یه رژ قرمز زدم و تمام
برای لباس یه کت چرم مشکی،یه کراپ شرابی با شلوار نیم بگ مشکی پوشیدم
موهام رو باز گذاشتم
کلاه کاسکت ام رو برداشتم و رفتم پایین اما هیچکس نبود
از در خارج شدم و سوار موتورم شدم و کلاهم رو نذاشتم
بعد نیم ساعت رسیدم به مکان مسابقه
یه جاده پر پیچ و خم بود ولی برای من کاری نداشت
به موتورم تکیه دادم تا بقیه ی بازیکن ها بیان که چشم خورد به قسمت تماشاچی ها
اونا اینجا چیکار میکنن؟
اروم نگاهمو ازشون گرفتن ولی اونا فهمیدن که منم
جونگکوک اومد سمتم
+تو اینجا چیکار میکنی؟
-آمدم مسابقه بدم،مشکلی وجود داره
+نه،ولی تاحالا ندیدمت
-چون شاید کلاه سرم بوده..اوووو الان مسابقه شروع میشه...از مسابقه لِذت ببر..بایییی
و جونگکوک رفت پیش بقیه
کلاهمو گذاشتم و موتورو روشن کردم که داور گفت
داور:۱..۲..۳..شروع
گاز موتور رو تا ته فشار دادم و از همه رد میکردم
مطمئن بودم الان همه از تعجب مُردن
بعد ۱۵مین مسابقه تموم شد و اولین دور رو من بردم
موقع استراحت بود
کلاهمو در اوردم و به جونگکوک نگاه کردم و جونگکوک اشاره کرد برم پیشش
رفتم و در گوشم‌ گفت
+فکر نمیکردم کسی که توی بغلم قایم میشه اینقدر خفن باشه
پوزخندی بهش زدم و رفتم
داور:۱..۲..۳..شروع
با شنیدنش سریع گازو دادم
از همی جلوتر بودم و لب خط پایان ترمز کردم که لاستیک عقب رفت بالا
خودم از این کارم خوشم اومد
دور دوم هم من بردم
وقت تموم شده بود و هرکی اونجا بود رفت غیر از بچه ها
جونگکوک گفت
+تنها کسی که موتور سواری بلده تو نیستی
-بیا مسابقه بدیم(سرد)
+قبوله
تهیونگ:۱..۲..۳..شروع
رفتیم و بعد ۱۰ دقیقه سواری جونگکوک برد و یه پوزخند بهم زد
دور دوم هم رفتیم و اونو من بردم
دور سوم بود،دور نهایی!
ولی بازم من بردم
کلاهمو در اورد و گفتم
-دیدی مستر جئون؟بازم من بردم
+خب شانس آوردی
-برو بابا
کلاهمو گذاشتم روی موتورم و بهش تکی دادم
-شما با‌چی اومدین؟
لیسا:با ماشین
رزی:تو فقط بلدی باهاش بری؟حرکت دیگه ای بلد نیستی؟
-خب چرا بلدم چطور؟
رزی:همینجوری
-باشه...من دیگه رفتم
اما شنیدم که رزی به تهیونگ گفت"پشت سرش برو ببینیم چه حرکتی بلده"
تهیونگ هم تایید کرد
اروم کلاهمو سرم و موتورو روشن کردم
بعد از یکم رفتن دیدم دارن پشت سرم میان
پس گاز دادم و روی حالت تک چرخ متمرکز شدم
و تا خونه روی همون حالت رفتم
کلا ۲۰دقیقه راهه تا خونه ولی من ۱۰ دقیقه ای رسیدم
موتورو پارک کردم و کلاهو روش گذاشتم
موهامو از روی صورتم کنار زدم و رفتم توی خونه
اعضا همه اومدن
رفتیم لباس رو عوض کردیم و اومدیم پایین تا ادامه ی فیلم ترسناک رو ببینیم
دروغ چرا از حرف جونگکوک ناراحت شدم
رفتم سر جای قبلیم پیش جونگکوک نشستم و فیلم شروع شدم
یه بالشت برداشتم و دراز کشیدم
نمیدونم چی شد که خوابم برد....

---------------------------------
ادامه دارد...
شرایط:۱0 کامنت
این پارت کلا برای موتور سواری شد پس اگر بازم توی اینجور پارت ها قرار گرفتیم بدونید این اتفاقات میوفته
دیدگاه ها (۱۲)

really love part³که خوابم برد...(ساعت پنج صبح)با اون آلارم ز...

Really love Part⁴بعدش رفتیم توی اون کلبه چوبی که خریده بودیم...

really love part:¹(علامت: لیلی- جونگکوک+)[ویو لیلی]با آلارم...

پارت معرفی:کانگ لیلی:۲۷ سالشه،رنگ مورد علاقش مشکیه،موتور سوا...

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط