هر چه آیینه به توصیف تو جان کند نشد

هر چه آیینه به توصیف تو جان کند نشد
آه...، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد

گفتم‌ از قصه‌ زلفت‌ گرهی‌ باز کنم‌
به‌ پریشانی گیسوی تو سوگند‌ نشد

خاطرات‌ تو ودنیای مرا‌ سوزاندند
تا‌ فراموش شود ‌ یاد تو هرچند نشد

من‌ دهان‌ باز نکردم‌ که‌ نرنجی از من‌
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

دوستا‌ ن‌ عاقبت‌ از چاه‌ نجاتم‌ دادند
بلکه‌ چون‌ برده‌ مرا‌ هم‌ بفروشند‌ نشد!

#فاضل_نظری
#شعر
#دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

خاطراتِ تـو و دنیـای مـرا سوزاندند🌸 تا فراموش شود یادِ تو، ه...

هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد آه، تصوير تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو ...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو ما...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو ما...

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط