غمگین

با اولین باران برگرد!
تا ببینی روی زخم دلتنگی‌ام،
شقایقی جوانه زده
و هر گلبرگش
به رنگ خونی‌ست که از عشق تو در قلبم جاریست.
سال‌هاست که بعد از رفتنت
شهر همیشه باران را خشک‌سالی گرفته!
اما تو روی قولت بمان،
با اولین بارانی که آمد، برگرد!
نه برای منِ صبور...
برای عشقی که از تو در سینه‌ام جا مانده!
برای شقایقی که در سینه‌ام کاشتی...
یادت نرود که یک شهر، یک آسمان و یک قلب،
چشم به راه توست.
دیدگاه ها (۰)

غمگین

غمگین

غمگین

جا ماندامدرصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشتدرست مثل پاییز د...

« The forgotten melody »Part 1باران آرامی می‌بارید و قطره‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط