جا ماندام

جا ماندام
درصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشت
درست مثل پاییز در کوچه های دی
جا مانده ام در هرآنچه که تویی
حالا دیگر گیج تر از همیشه تاب می خورم
روی طناب دلتنگی ..
و بی صدا میگذرم مثل خیابانی که هر سال از
میان ترک خورده های من و تو
عاشقانه می گذرد
و خوب میدانم هر چه کنم
دو نفس مانده به مرگ
به دوستت دارمهایی که
روی شانه های این خیابان سنگینی می کند...!
دیدگاه ها (۰)

ﺷَــــﺐ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷـــــﻮﺩ !!. . . .ﮔﻠﻮﯾَـــﻢ ﭘُــﺮ ﻣﯽ ﺷــﻮﺩ. . ...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

زندگی آن دو پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط