مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂
مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂
#Part12
+اینکه چه معلوم شاید من بودم
_هه به همین خیال باش
+چه کاری از دستت بر میاد میتونم همین الان بگیرمت
_اره منم میگم بله
+چرا نگی از خداته
_نه اخه کی با تو ازدواج میکنه
+خب دیگه چی معلوم تو ازدواج کردی
_نمیکنم
+میکنی
_نمیکنم
+میکنییی
_نمیکنممم
یهو دوتا دست مو گرفت تو مشتش صورت شو اورد نزدیک صورتم"
+همین الان شم مال منی نمیتونی کاری بکنی
_جونگکوک
+بگو
_ت... تو.. تو منو دوس داری؟
+مطمئن بودم همچین فکری میکنی نه من تورو فقط برای نیاز هام میخوام تو یه بچه ای بدرد هیچی نمیخوری شیفتم شدددد
_ام اوکی
میشه بری کنار
+چرا که نه
_ممنون
+ببینم تو ناراحت شدی نکنه عاشقمی
_عه ده اخه احمق من عاشق بشم عاشق یه مرد جوون جذاب میشم نه یه پیر روانی زشت
+الان من زشتم؟
_نیستی؟
+من فقط 5 سال ازت بزرگ ترم
_خب منم اونقدر کوچیک نیستم
+هستی
_من جونم تو پیری الان دیگه کل کل نکن چون خیلی پیری من یه جای خوندم میگه با پیرا کل کل نکنید چون اونا بچن
+هه هه چقدر بامزه بود منم یه جای خوندم میگه با جوون ها کل کل نکنید چون اونا جوگیرن
_هه هه بی مزه
+من بی مزم باشه ولی بیا پایین برا صبونه
_التماس کن
+ببین کوچولو من تا حالا مرد 50 ساله هم بهم زور نگفته الان تو زور میگی؟
_خب من 50 سالم نیست من 17 سالمه جونم جوگیرم
+خوشم اومد زبون درازی
_اره دیگه
+ولی من تند صداتو میخوام وقتی نصف شب داد میزنی جونگکوک یواششش (پوزخند)
_عیش کثیف حالم بهم خورد
+عیش منحرف حالم بهم خورد من گفتم که نصف شب کتکت میزنم
_بیا یه کاری کنیم هردو تامون ضایع شدیم صلح کنیم
+من که عاشق دعوام ولی چون تو میخوای اوکی
《ویو ا/ت》
جونگکوک رفت ولی دروغ نگم خیلی ازش دلخور شدم لباسامو تن کردم اصلا حالشو نداشتم ب خودم برسم یه لباس ساده تنم کردم رفتم پایین سر میز صبونه که بودیم داشت غذاشو میخورد همینجوری که داشت میلومبوند و همونجوری که سرش پایین بود از گوشه لبش گفت غذاتو خوردی برو خودتو اماده کن باید بریم یه جایی...
(ادامه دارد...)
------------
قشنگا شرمندتونم تازه از باشگاه اومدم خستم خوابم میاد باس اون خیلی کم نوشتم اینم نمیدونم چجوری شد اگه بد شد ب بزرگی خودتون ببخشین🫠❤️🩹
#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
#Part12
+اینکه چه معلوم شاید من بودم
_هه به همین خیال باش
+چه کاری از دستت بر میاد میتونم همین الان بگیرمت
_اره منم میگم بله
+چرا نگی از خداته
_نه اخه کی با تو ازدواج میکنه
+خب دیگه چی معلوم تو ازدواج کردی
_نمیکنم
+میکنی
_نمیکنم
+میکنییی
_نمیکنممم
یهو دوتا دست مو گرفت تو مشتش صورت شو اورد نزدیک صورتم"
+همین الان شم مال منی نمیتونی کاری بکنی
_جونگکوک
+بگو
_ت... تو.. تو منو دوس داری؟
+مطمئن بودم همچین فکری میکنی نه من تورو فقط برای نیاز هام میخوام تو یه بچه ای بدرد هیچی نمیخوری شیفتم شدددد
_ام اوکی
میشه بری کنار
+چرا که نه
_ممنون
+ببینم تو ناراحت شدی نکنه عاشقمی
_عه ده اخه احمق من عاشق بشم عاشق یه مرد جوون جذاب میشم نه یه پیر روانی زشت
+الان من زشتم؟
_نیستی؟
+من فقط 5 سال ازت بزرگ ترم
_خب منم اونقدر کوچیک نیستم
+هستی
_من جونم تو پیری الان دیگه کل کل نکن چون خیلی پیری من یه جای خوندم میگه با پیرا کل کل نکنید چون اونا بچن
+هه هه چقدر بامزه بود منم یه جای خوندم میگه با جوون ها کل کل نکنید چون اونا جوگیرن
_هه هه بی مزه
+من بی مزم باشه ولی بیا پایین برا صبونه
_التماس کن
+ببین کوچولو من تا حالا مرد 50 ساله هم بهم زور نگفته الان تو زور میگی؟
_خب من 50 سالم نیست من 17 سالمه جونم جوگیرم
+خوشم اومد زبون درازی
_اره دیگه
+ولی من تند صداتو میخوام وقتی نصف شب داد میزنی جونگکوک یواششش (پوزخند)
_عیش کثیف حالم بهم خورد
+عیش منحرف حالم بهم خورد من گفتم که نصف شب کتکت میزنم
_بیا یه کاری کنیم هردو تامون ضایع شدیم صلح کنیم
+من که عاشق دعوام ولی چون تو میخوای اوکی
《ویو ا/ت》
جونگکوک رفت ولی دروغ نگم خیلی ازش دلخور شدم لباسامو تن کردم اصلا حالشو نداشتم ب خودم برسم یه لباس ساده تنم کردم رفتم پایین سر میز صبونه که بودیم داشت غذاشو میخورد همینجوری که داشت میلومبوند و همونجوری که سرش پایین بود از گوشه لبش گفت غذاتو خوردی برو خودتو اماده کن باید بریم یه جایی...
(ادامه دارد...)
------------
قشنگا شرمندتونم تازه از باشگاه اومدم خستم خوابم میاد باس اون خیلی کم نوشتم اینم نمیدونم چجوری شد اگه بد شد ب بزرگی خودتون ببخشین🫠❤️🩹
#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
- ۱.۲k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط