امشب از آسمان ديده ی تو

امشب از آسمان ديده ی تو

روي شعرم ستاره مي بارد

در سكوت سپيد كاغذها

پنجه هايم جرقه مي كارد

  

شعرِ ديوانه ی تب آلودم

شرمگين از شيارِ خواهش ها

پيكرش را دوباره مي سوزد

عطشِ جاودان آتش ها

  

آري، آغاز دوست داشتن است

گر چه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

  

از سياهي چرا حذر كردن

شب پر از قطره هاي الماس است

آنچه از شب بجاي مي ماند

عطر سكر آور گل ياس است

 

 آه، بگذار گم شوم در تو

كس نيابد ز من نشانه ی من

روح سوزان آهِ مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

  

آه، بگذار زين دريچه باز

خفته در پرنيان رؤياها

با پر روشني سفر گيرم

بگذرم از حصار دنياها

 

داني از زندگي چه مي خواهم

من، تو باشم، تو، پاي تا سر تو

زندگي گر هزارباره بود

بار ديگر تو، بار ديگر تو

بار دیگر تو 🌹❤️
 

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۹)

امشب از آسمان دیده توروی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کاغذ...

از دوست داشتن امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره میبارد...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در زمست...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیدهٔ تو روی شعرم ستاره می‌بارد در سکوت سپید ک...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان...

امشب از آسمان دیدهٔ توروی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کاغ...

امشب از آسمان دیده توروی شعرم ستاره میبارددر سکوت سپید کاغذه...

امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره میبارد در سکوت سپید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط