ای آرزوی آرزو

ای آرزوی آرزو
آن پرده را بر دار از او
من کس نمی‌دانم جز او

من کس نمیخواهم جز او
دیدگاه ها (۹)

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشتآن یکی بیچاره دندان داش...

روزگار مرگ انسانیت استمن که از پژمردن یک شاخ گل از نگاه ساکت...

دلخسته از گنجشک ها و حوض نقاشیدلم برایت تنگ شده است تا جای ک...

تنهایی در جنگ در تنهای تنها ییو شبهای که دراکولا ی غمگینی من...

نمی دانم...میخواهی اسمش را حسادت بگذاری یا جنون عشق اما من ح...

توهمات خنده دار صگیونیست تمومی نداره...همشون شیشه ای ان ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط