خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3
"خسته ام...ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟
غم زده بر جسم بی جانم...نمی دانم چرا؟
باد،گویی ریشه ام را سست و بی جان کرده است!
همچو برگی دست طوفانم...نمی دانم چرا؟
روزگاری در سرم سودای جنگل بود و حال
تک درختی در بیابانم...نمی دانم چرا؟
من که خود "دنیای باران" بودم اینک اینچنین
تشنه ی یک قطره بارانم...نمی دانم چرا؟
سهم من از زندگی جز درد و ناکامی نبود...
من دلیلش را نمی دانم...نمی دانم چرا؟
گرچه تو روح مرا در هم شکستی! باز هم
با تو هستم،با تو می مانم...نمی دانم چرا...؟!!!"#musicufo #MOHAMADMIRZAEEOFFICIAL
غم زده بر جسم بی جانم...نمی دانم چرا؟
باد،گویی ریشه ام را سست و بی جان کرده است!
همچو برگی دست طوفانم...نمی دانم چرا؟
روزگاری در سرم سودای جنگل بود و حال
تک درختی در بیابانم...نمی دانم چرا؟
من که خود "دنیای باران" بودم اینک اینچنین
تشنه ی یک قطره بارانم...نمی دانم چرا؟
سهم من از زندگی جز درد و ناکامی نبود...
من دلیلش را نمی دانم...نمی دانم چرا؟
گرچه تو روح مرا در هم شکستی! باز هم
با تو هستم،با تو می مانم...نمی دانم چرا...؟!!!"#musicufo #MOHAMADMIRZAEEOFFICIAL
- ۵.۶k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط