باران گفت: هرگز اشک‌هایم را ندیدی

باران گفت: هرگز اشک‌هایم را ندیدی
نمی دانست، سویی به چشم نیست …
از کودکی گوشهایم را، به ناودانی می‌چسباندم!
تا صدایش را بشنوم…
#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۴)

اشک می‌شوی و در چشم‌هایم خانه‌ای میسازی.

وقت رفتن کاش در چشمم نمی غلتید اشک آخرین تصویر او در چشم های...

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

عاشقانه های شبنم

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

من از تبارِ پاییزم،از آن فصلِ نجیب.در من هزار برگِ زرد افتاد...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط