پایان بی مقدمه روی صحنه آمد

دیدگاه ها (۹)

و تاریکی بی آنکه اجازه بگیرد وارد شد

ولی ته جو تنها کسی بود که چوی مو جین داشت...

درد... همان جا ایستاد که تو رفتی

وقتی نیومده... میری

قانون من: ادامه دادن

چیزی در سینه ماند و دیگر برنگشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط