درد... همان جا ایستاد که تو رفتی

دیدگاه ها (۴)

پایان بی مقدمه روی صحنه آمد

و تاریکی بی آنکه اجازه بگیرد وارد شد

وقتی نیومده... میری

چیزی در سینه ماند و دیگر برنگشت

آتش زیر خاکستر

آخرین نفس... اولین پیروزی

در تو... خانه پیدا کردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط