درد... همان جا ایستاد که تو رفتی

پایان بی مقدمه روی صحنه آمد

چیزی در سینه ماند و دیگر برنگشت

زمان... دهان باز کرد و همه چیز را بلعید

آتش زیر خاکستر

آخرین نفس... اولین پیروزی

در تو... خانه پیدا کردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط