من که در کوچه‌ ی تنهایی خود گم شده ام

من که در کوچه‌ ی تنهایی خود گم شده ام
من در آوای پریشانی خود گم شده ام..
‌ ‌ من همانم که در این قافیه ها پیر شدم
من میان تو و این فاصله زنجیر شدم..
‌ ‌ ‌من که بازیچه ی یک عشق خیالی بودم
صفحه ی چندمِ یک دفترِ خالی بودم..
من همانم که کسی یاد مرا یاد نکرد
دلِ غم‌دیده ی من را کَمَکی شاد نکرد..
‌من همانم که خبر از اثرم نیست عزیز
تو چه میدانی در این سینه چه آهیست عزیز..


‌ ‌ ‌

‌ ‌ ‌

‌ ‌ ‌



















N😔‌ ‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

زخم فراموشی

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پدرم نیست ...

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

7۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۲۵ نشرpart : 8+ امشب به افتخاره خانم ناش...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط