#پست_شب

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد
دعای یک لب مستم که مستجاب نشد

من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد
به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد

نه گل که خوشه‌ی انگور گور خود شده‌ای
که روی‌شاخه دلش خون‌شد و شراب نشد

پیمبری که به شوق رسالتی ابدی
درون غار فنا گشت و انتخاب نشد

نه من که بال هزاران چومن به‌خون غلطید
ولی بنای قفس در جهان خراب نشد

به‌خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد
صدای هیچ خروسی حریف خواب نشد!
دیدگاه ها (۱۲)

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ن...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ن...

🍃من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ن...

🌱🍒من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشددعای یک لب مستم که مستجاب ن...

.من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد دعای یک لب مستم که مستجاب...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد دعای یک لب مستم که مستجاب ...

پیمبری که به شوق رسالتی...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد دعای یک لب مستم که مستجاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط