عشقممنوعهمن

#عشق_ممنوعه_من


تهیونگ همون‌طور که داشتن همو میبوسیدن کوک رو به خودش فشار میداد تا فاصله ای بینشون نباشه

کوک رو از پشت روی مبل میندازه ، اما کوک مقاومت می‌کنه و روی مبل حالت نشسته میشینه و همو میبوسیدن

تهیونگ کوک رو از روی مبل بلند می‌کنه و به سمت اتاقش می‌ره

کوک پاهاشو دور کمر تهیونگ حلقه می‌کنه و دستشو دور گردن تهیونگ تنگ میکنه


تهیونگ کوک رو میندازه روی تخت و آروم آروم شروع به باز کردن دکمه های خودش می‌کنه و شلوارش رو میاره ، تا الان فقط با یک باکسر بود

به سمت گردن کوک هجوم می‌بره و مارکش می‌کنه
در همین لحظه دستشو سمت شلوار کوک می‌بره و زیپشو باز می‌کنه

از گردنش دل می‌کنده و لباس و شلوار و همینطور باکسر کوک رو در میاره

+ هی این حساب نیست تو با باکسر باشی و من بدون باکسر

- مگه مسخره بازیه؟

+ بسه ، نمی‌خوام تو یادم بدی حالا از اتاقم برو

تهیونگ پوزخند صداداری می‌کنه

- اینجا اتاق منه

و بعد از روی کوک بلند میشه و لباس های کوک رو به طرفش پرتاب می‌کنه

- پاشو برو دیگه

کوک به چشمای تهیونگ نگاهی می‌کنه و بعد لباسش و می‌پوشه ، موقع رفتن به عقبش یعنی تهیونگ نگاهی می‌کنه

+ واقعا رو مخی

و بعد در و می‌بنده
دیدگاه ها (۵)

#عشق_ممنوعه_منتهیونگ در رو با شدت باز می‌کنه کوک از میا جدا ...

خب بریم برای معرفی#شروع_دوباره اون ها فقط عاشق بودند عاشق زن...

#مرد_دیوونه_من Part 9هردو وارد عمارت میشن عمارتی که به نام ک...

#مرد_دیوونه_منPart ۲۵ ×هی کوک! چرا توی این هوای سرد اومدی بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط