مرددیوونهمن

#مرد_دیوونه_من
Part 9

هردو وارد عمارت میشن
عمارتی که به نام کیم بود!

شب اول ، کوک روی تخت خوابیده بود ، دستاشو توی هم گره داده بود تا خوابش ببره
منتظر شوهرش بود! یا همون مردش!

وقتی تهیونگ از حموم اومد بیرون نگاهی به کوک انداخت ، نیشخندی زد و حولش که پایین تنش رو پوشونده بود رو در میاره و خودشو روی کوک میندازه

موهای چتری مرد روی صورتش ریخته بود و کوک با حس خیسی صورتش چشماشو باز می‌کنه و به مرد نگاه میندازه

تهیونگ نیشخندی میزنه سرشو توی گودی کوک میبره و نفس عمیقی می‌کشه

گردنش خیلی بوی رایحه خوبی میداد

کوک اول دوست داشت تهیونگ به کارش ادامه بده ، حس کنجکاوی بهش دست داد

اما تهیونگ قبل از اینکه بخواد لباس کوک رو در بیاره اول بوسه ای روی لب های کوک می‌زاره و بعد با نیشخندی از کوک جدا میشه

- می‌دونی چرا باهات ازدواج کردم؟

کوک با تعجب نگاه میکرد ، چشمای تیله ایش توی تاریکی میدرخشید

- برای انتقام مادرم! همه چیز با ورود مادر هرزه تو شروع و تموم شد

کوک بغض کرد ، دوست نداشت بعد پدرش همچین حرفی از همسرش هم بشنوه

- الان می‌خوام از باکرگی درت بیارم ، اینطوری هیچکس نمیاد سمتت و تورو به چشم یک هرزه میبینن!

کوک تعجب کرد ، میخواست حرفی بزنه که تهیونگ لبشو روی لب کوک می‌زاره
کوک مقاومت می‌کنه
اما تهیونگ با یک دستش دستای کوک و میگیره و به سمت پایین نگه میداره و به بوسشون ادامه میدن

تهیونگ با یک دستش کمربند کوک رو باز می‌کنه و در میاره ، کوک سعی داشت که
بوسشون رو متوقف کنه
اما دستاش توسط دستای رگ دار تهیونگ اسیر بود
تهیونگ بعد از درآوردن کمربند کوک زیپ شلوارشو پایین می‌کشه
همینطور که داشتن همو میبوسیدن
تهیونگ شلوار کوک رو در میاره

از کوک جدا میشه و نفسی میکشه ، و بعد دوباره به سمت لبای کوک هجوم می‌بره
بعد از باز کردن دکمه های پیراهن کوک اونو هم در میاره

کوک هی التماس میکرد که تهیونگ بس کنه اما با هر التماسش بیشتر دستش به دیک مرد میخورد و این باعث میشد که تهیونگ بیشتر تحریک شه

تهیونگ مچ دستای کوک رو بیشتر فشار میده

- دوست داری بیشتر بفاکت بدم؟

کوک بغض کرد اگه قرار بود تهیونگ فقط بهش دست درازی کنه و ولش کنه ترجیح میداد که دست نخورده بمونه

آخه اون گرایشش به جنس مخالف بود ، با فکر کردن به اینکه بعد از اینکه تهیونگ اونو ول کرده و بخواد بره توی رابطه هیچ دختری بهش پا نمی‌داد بغض بدتری میکرد
دیدگاه ها (۸)

زندانی

یونمین

#مرد_دیوونه_منPart 7¢ کوک بیا پایین اومدن ( داد ) و بعد در و...

پارت یازدهم..قسمت اول خب ویس نمیزاره🥀 نگران به سمت تهیونگ دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط