این پست قصهٔ آدمیه که جوونیش رو پای عشقش گذاشت

این پست قصهٔ آدمیه که جوونیش رو پای عشقش گذاشت
و وقتی به خودش اومد دید از خودش چیزی جز حسرت باقی نمونده
کسی که برای عشقش از خیلی آدم ها و دلبستگی هاش گذشت ، شیدا شد ، دل کند ، صبر کرد
و .....
آخرش فقط خودش تنها موند و یه مشت خاطره
یه جایی از شعر میگه
روزگاری از همه جلوتر بودم ، امروز از همه عقب افتادم
به نظرم دردناک ترین قسمت ماجرا همینه
اینکه یه آدم همه چیزش رو برای یکی بذاره ، اما آخر ماجرا عقب تر از جایی که بود سر دربیاره ....
دیدگاه ها (۵۸)

«باید برخاست» نباید متوقف موند نباید ناامید شد نباید جا زد ن...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p۳۸دو جفت چشم سرخ...بعد سه جفت...بعد یکی ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_5ویو تهیونگجلسه تازه تموم...

لطفا به ویدیو توجه نکنید و برید کپشن

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

**پارت نهم: بازی با مرگ**سکوتِ سنگینی دورِ میزِ VIP رو گرفته...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط