تو هیچ وقت نباید بفهمی....

تو هیچ وقت نباید بفهمی....
که لشکرِ خاطراتت...
چگونه بغض قلمم را در هم میشکند.....
آری تو هیچ وقت نباید بدانی....
اینجا کسی دلتنگی اش را...
لحظه های نبودنت را..‌‌.شعر می نویسد..‌‌
و تو عمدا از آن شعر می گذری.....
که مباد اوقات عاشقانه ات تلخ شود.....

آری تو هرگز نخواهی فهمید....
قلمم برای نوشتن از "تو"
" واژه هارا در لیست انتظار نگه میدارد..."

ومن فکر میکنم که مشکل ازهمین واژه هاست...‌
" تو"واژه هایم را خسته میکنی...
وقتی در بن بستِ کوچه های شعرم..
قدم میزنی....
درست وقتی که من نفس نفس..
در خیابان دلتنگی... به دنبالِ تو میگردم...🦋🦋

اورگیم بیر تیکه اولوب سنن صاری
چوخ چوخ سنسیزلمیشم عشقیم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تو هیچ وقت نباید بفهمی....که لشکرِ خاطراتت...چگونه بغض قلمم ...

افسرده ایم و خسته دل از هرچه هست و نیستبگشای زلفو رها کن در ...

‌نازنین شعر نوشتم که تو جانم بشوی قلب خود وقف کنی جان جهانم ...

دلم یک بار دیگر گشته دلتنگ صدایت بقدر مثبت و منفی کنار بینها...

جوهر آغاز و پایان قلمم با تو رنگ گرفت …! دریا را با آب نوشتم...

وقت آنست که آرامش جانم باشیبت طناز من و عشق نهانم باشی*♥️*ما...

از همین فاصله ی دور صدایت کردمای که غافل ز منی_باز هوایت کرد...

‌امشب از آمدنت ، شور ز دف می‌باردباغ ، گل بر تنم از شوق و شع...

شب آن شب ، عشق پَر می‌زد میانِ کوچه بازارمتو را در کوچه می‌د...

یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا جوتچو گؤروبسه ن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط