" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۵۶

ویو راوی
بعد از اینکه برگه رو کامل پر کرد به سمت باجه رفت

+ام سلام ......من این برگه ای که داده بودین رو تکمیل کردم

... : بده ببینم

نورا برگه رو تحویل داد

... : خب ببین سفارشت ثبت شد و فقط باید منتظر تحویل از طرف کارخونه باشی ........ولی قبلش باید بری باجه ۷ آدرس و شماره ات رو اونجا بگی

نورا تنها کاری که انجام میداد این بود که سرشو به نشونه تأیید تکون بده و فقط گوش بده

وقتی حرف های مرد تموم شد نورا به خودش اومد و تا خواست حرفی بزنه صدای آشنایی از پشت سرش مانعش شد

_ فقط اگه میشه موعد تحویل زودتر باشه تا ما بتونیم برای کریسمس اماده باشیم

... : وقتی رفتین باجه ۷ اونجا بگین

_ حتما

نورا برگشت و با تهیونگ مواجه شد که مستقیم زل زده به چشمای نورا

_ سلام

نورا بدون اینکه حرفی بزنه تهیونگ رو کنار زد و رفت سمت پله ها ولی همینکه خواست اولین پله روبره پایین پاش درد گرفت و روی پله نشست

+اخخخخ

تهیونگ با نگرانی پرسید

_ چیشد ؟

ولی هیچ جوابی از طرف نورا دریافت نکرد و به خاطر همین خودش دست به کار شد و مقابل نورا نشست و اروم پای نورا رو اورد جلو

_ مگه نگفتم این کفش رو نپوش

+خب بقیه کفش ها رو شسته بودم این فقط مونده بود

تهیونگ پوفی از سر کلافگی کشید و به ارومی کفش رو از پای نورا در اورد که همین باعث شد اخم بین ابروهای نورا بیشتر بشه

+اروم .....درد میکنه

وقتی تهیونگ کفش رو از پای نورا در اومد با دیدن زخم ها و تاول های پاش اخم بزرگی بین ابروهاش تشکیل شد

_ نگاه کن ......... چطوری با این پا این همه راه رو اومدی ؟

+به تو چه ؟

نورا سعی کرد پاشو از دست تهیونگ دربیاره ولی زورش خیلی کمتر از تهیونگ بود

+بزار برم الان صفش طولانی میشه

تهیونگ از جاش بلند شد و گفت

_ لازم نکرده خودم میبرمت

+نههه .....من با تو جایی نمیام

_ همینکه که گفتم نورا .....با من یکه به دو نکن

لحن تهیونگ جوری بود که نورا هم متوجه اعصبانیتش شده بود و به خاطر همین دیگه چیزی نگفت و منتظر حرکتی از طرف تهیونگ شد

تهیونگ با کلافگی چنگی به موهاش زد و بعد جلو نورا نشست و نورا کول کرد و از پله ها اومد پایین و رفت سمت یکی از صندلی ها و نورا را اروم روی صندلی گذاشت

_ همین جا میشینی تا برگردم

نورا سری تکون داد و تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد نورا به حرفش گوش میده از اونجا دور شد و رفت سمت باجه ۷

+ هوففف .......نگاش کن پای قشنگم به چه روزی افتاده .........اخ اخ

تو همین حین سرشو بالا گرفت و به اطراف نگاه کرد که یهو چشمش به تهیونگ خورد که رفته بود سمت باجه هفت تا کار نورا رو انجام بده

یه ذره که بیشتر دقت کرد متوجه لباس تهیونگ شد ، لباس لباس نظامی بود که تهیونگ توی اون لباس جذابیت زیادی برای نورا داشت که .........................

شرط
۸ کامنت
۱۰ لایک
دیدگاه ها (۱۱)

پرواز قوها اسلاید اول لباس نورا اسلاید دوم لباس تهیونگ

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۵ویو راوی نورا بعد...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۹ویو راویتهیونگ وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط