" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۵۵

ویو راوی
نورا بعد از اینکه خدافظی کرد از مغازه خارج شد و به طرف شیرینی فروشی رفت و وقتی وارد شیرینی فروشی شد با خودش گفت

+خب نورا وقتشه که خودتو نشون بدی ........اونم بدون کسی

نورا بعد از اینکه این حرف رو زد رفت و پشت پیشخوان منتظر موند تا مشتری بیاد

+ تا ساعت ۱ منتظر میمونم اگه مشتری نیومد مغازه رو میبندم میرم فرمانداری .....اره همینه

* پرش زمانی به یک ساعت بعد *
نورا بعد از اینکه از آخرین مشتری خداحافظی کرد سریع رفت و لباس هاشو عوض کرد و از مغازه خارج شد و در مغازه رو قفل کرد و با عجله راه افتاد سمت فرمانداری

تو کل مسیر با خودش مواد اولیه رو مرور میکرد تا چیزی از قلم نیوفته

+ خب پس همه اینا رو میگم

چند دقیقه بعد به ساختمان فرمانداری رسید و به محض اینکه وارد شد با انبوهی از جمعیت مواجه شد

+یا خدا اینجا چه خبره

به هر طرف که نگاه میکرد سربازی اسلحه به دست ایستاده بود و به اطراف نگاه میکرد و همین باعث استرسش شده بود

+هوف اروم باش تو میتونی

اینو گفت و رفت طرف یکی از باجه هایی که صفش کمتر از بقیه بود . وقتی نوبتش رسید رفت جلو و گفت

+سلام ......ببخشید من برای سفارش مواد اولیه مغازه ام باید چیکار کنم ؟

کسی که پشت میز نشسته بود سرشو بالا اورد و به نورا نگاهی کرد و بعد به اطرافش چشمی انداخت و گفت

... = اول میری اونجا بعد که برگه استعلام کارخونه ها رو گرفتی بهت میگن کجا باید بری

نورا به جایی که اشاره شده بود نگاهی کرد و گفت

+ممنونم

بعد از اینکه تشکر کرد به سمت باجه ای که بهش نشون داده بود رفت و توی صف ایستاد و منتظر موند تا بلاخره نوبتش برسه

بلاخره بعد از یک ساعت توی صف ایستادن نوبت نورا رسید و نورا به سرعت رفت جلو

+سلام .....ببخشید من ماه پیش سفارش مواد اولیه داده بودم ....موعود تحویلش دیروز بود ولی ظاهرا کارخونه سفارش رو پس داده

کسی که پشت میز نشسته بود بدون اینکه سرشو بالا بگیره گفت

... : از طرف کدوم مغازه اومدی ؟

+ از طرف شیرینی فروشی ایفل

برگه ای طرف نورا گرفت و گفت

... : اینو ببر طبقه بالا باجه ۱۲

نورا برگه رو تحویل گرفت و به سرعت از صف خارج شد و به سمت پله ها رفت تا بره طبقه بالا

+چه قدر پله هاش زیادههه

ولی راه برگشتی نداشت و با اراده ای که داشت از پله ها بالا رفت و وارد طبقه دوم شد و به سمت باجه ۱۲ رفت

+سلام ......ببخشید از طرف باجه ۷ اومدم

... : برگه‌ اتو بده

نورا برگه ای که دستش بود رو تحویل داد و منتظر موند

... : بیا این برگه رو بگیر و برو پرش کن و بیارش

نورا سرشو به نشونه تأیید تکون داد و برگه رو گرفت و رفت سمت یکی از صندلی ها و نشست و شروع کرد به نوشتن

از مواد اولیه گرفته تا اسم کارخونه ها و موعد تحویل همه رو کامل نوشت و از جاش بلند شد و ................
دیدگاه ها (۱)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۳*پرش زمانی فردا صب...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۰ویو راویصدای زنگول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط