فرشتهای بدون بال
🦋(فرشتهای بدون بال)🦋
پارت¹⁵
جیهوپ:ایناها پیداش کردم
کوک:عالیه دمت گرم داداش
باوردم نمیشه یعنی ریو رفته کشور فرانسه گرون قیمت ترین کشور هوفف ولش وقت ندارم باید برم دنبالش با جیمین و شوگا جیهوپ سریع سه تا ببین ردیف کردیم صبح ساعت 5 صبح بود موقع پرواز بود که تو فرودگاه بودیم به بقیه اعضا یعنی به جین نامجون تهیونگ گفتم از تو کره هواسشون به همه چیز باشه قبول کردن نشستیم تو هواپیما حرکت کردیم هواپیما بلند شد 40 مین. بعد رسیدیم هواپیما نشست پیاده شدیم رفتیم تاکسی گرفتیم رفتیم تو شهر کل فرانسه رو کشتیم تا به هتل پیدا کردیم شب بود دیگه نا آمید شده بودم که این آخرین هتلی بود که چک میکردم اسمشو همه مشخصاتش و دادم
پذیرشگر:اتاق ۵۶۸
کوک:ممنونم
پذیرشگر:خواهش میکنم آقا
رفتم دنبالش در زدم
(ویو ریو)
نشسته بودم تو فکر کوک بودم تصمیم داشتم که برگردم کره پیشش خیلی دلتنگش بودم که یکی در زد رفتم از چشمی نگاه کردم کوک از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم فقط سریع در و باز کردم پریدم بغلش
(ویو کوک)
در زدم منتظر موندم تا در باز کنه تا اینکه در باز شد ریو پرید بغلم خیلی تعجب کردم ولی اهمیت ندادم متقابل بغلش کردم سرم و کردم تو موهاش دیدم که داره گریه میکنه
کوک:ریو داری گریه میکنی
ریو:نه...گریه
کوک:ببینمت...
ریو:ببین...چشمای اشکی
کوک:عزیزکم چرا گریه میکنی
ریو:بخاطر کاری که کردم باهات اعذاب وجدان دارم...گریش اوج گرفت
کوک:بیا بریم تو حرف بزنیم
رفتن تو در و بستم نشستم پیش ریو
کوک:ریو دلیل اینکارت و فقط توضیح بده
ریو:کوک ببین بهت میگم ولی تو که بخاطرش ازم نمیترسی؟؟
کوک:نه بگو
ریو:ببین کوک من از یه دنیای وارونه آمدم من ملکه شیاطین هستم آمدم تو این دنیا تا عاشق بشم تمام گناهام بخشیده بشه بتونم ملکه فرشته این دنیا بشم من دیگه نمیتونم از آدما فرار کنم چون اینجا متولد شدم من از شیطان ها هستم و نمیدونم به تو آسیب میزنم یا نه نمیدونم تو....کوک پرید وسط حرفش و گفت
کوک:ریو آروم باش چیزی نشده که منم از شیاطین سرخ از سرزمین نیوگادامز آمدم من هم مثل توهم آنقدر نگران نباش من تورو میشناسم تو از سرزمین لانیامز آمدی تو ملکه ما بودی الآنم برای اینکه گناهان شیاطین از سرزمین نیوگادامز و لانیامز بخشیده بشه همهی شیاطین تو بعد بعدی اون دنیا همه به انسان تبدیل شدن و در این دنیا به هرکس یه مأموریتی داده شده و تا اونو انجام ندن گناهانشون بخشیده نمیشه ریو منم ماموریتم مثل توعه فقط باهام ازدواج کن قول میدم هیچ وقت تو این دنیا و نه بعد بعدی دنیای وارونه بهت آسیب نزنم بهم اعتماد کن
ریو:کوک ببخشید دیر گفتم ولی من عاشقتم
کوک بدون مکث و درنگی محکم لباشو کوبید رو لبای ریو مک عمیق میزد که از ریو جدا شد و گفت
کوک:بیبی رفع دلتنگیمون نشع؟؟
ریو:بشه
(ویو راوی)
کوک دوباره لباشو رو لبای دختر گذاشت و مک های عمیقی میزد ناله های دختر تو دهن کوک خفه میشد ریو از شدت تحریک شدنش لباس کوک و تند تند باز میکرد کوک رفت سراغ گردن ریو کیس مارک های بنفش رنگ بجا میذاشت ریو
لباسهای کوک تنش درآورد و کوک هم کمکش کرد تا لباساشو در بیاره و...
برای ادامهی فیک به حمایت شما عزیزان نیاز مندم:)
امیدوارم حمایتهای قشنگتونو ببینم🌑🎀
بایبای
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
پارت¹⁵
جیهوپ:ایناها پیداش کردم
کوک:عالیه دمت گرم داداش
باوردم نمیشه یعنی ریو رفته کشور فرانسه گرون قیمت ترین کشور هوفف ولش وقت ندارم باید برم دنبالش با جیمین و شوگا جیهوپ سریع سه تا ببین ردیف کردیم صبح ساعت 5 صبح بود موقع پرواز بود که تو فرودگاه بودیم به بقیه اعضا یعنی به جین نامجون تهیونگ گفتم از تو کره هواسشون به همه چیز باشه قبول کردن نشستیم تو هواپیما حرکت کردیم هواپیما بلند شد 40 مین. بعد رسیدیم هواپیما نشست پیاده شدیم رفتیم تاکسی گرفتیم رفتیم تو شهر کل فرانسه رو کشتیم تا به هتل پیدا کردیم شب بود دیگه نا آمید شده بودم که این آخرین هتلی بود که چک میکردم اسمشو همه مشخصاتش و دادم
پذیرشگر:اتاق ۵۶۸
کوک:ممنونم
پذیرشگر:خواهش میکنم آقا
رفتم دنبالش در زدم
(ویو ریو)
نشسته بودم تو فکر کوک بودم تصمیم داشتم که برگردم کره پیشش خیلی دلتنگش بودم که یکی در زد رفتم از چشمی نگاه کردم کوک از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم فقط سریع در و باز کردم پریدم بغلش
(ویو کوک)
در زدم منتظر موندم تا در باز کنه تا اینکه در باز شد ریو پرید بغلم خیلی تعجب کردم ولی اهمیت ندادم متقابل بغلش کردم سرم و کردم تو موهاش دیدم که داره گریه میکنه
کوک:ریو داری گریه میکنی
ریو:نه...گریه
کوک:ببینمت...
ریو:ببین...چشمای اشکی
کوک:عزیزکم چرا گریه میکنی
ریو:بخاطر کاری که کردم باهات اعذاب وجدان دارم...گریش اوج گرفت
کوک:بیا بریم تو حرف بزنیم
رفتن تو در و بستم نشستم پیش ریو
کوک:ریو دلیل اینکارت و فقط توضیح بده
ریو:کوک ببین بهت میگم ولی تو که بخاطرش ازم نمیترسی؟؟
کوک:نه بگو
ریو:ببین کوک من از یه دنیای وارونه آمدم من ملکه شیاطین هستم آمدم تو این دنیا تا عاشق بشم تمام گناهام بخشیده بشه بتونم ملکه فرشته این دنیا بشم من دیگه نمیتونم از آدما فرار کنم چون اینجا متولد شدم من از شیطان ها هستم و نمیدونم به تو آسیب میزنم یا نه نمیدونم تو....کوک پرید وسط حرفش و گفت
کوک:ریو آروم باش چیزی نشده که منم از شیاطین سرخ از سرزمین نیوگادامز آمدم من هم مثل توهم آنقدر نگران نباش من تورو میشناسم تو از سرزمین لانیامز آمدی تو ملکه ما بودی الآنم برای اینکه گناهان شیاطین از سرزمین نیوگادامز و لانیامز بخشیده بشه همهی شیاطین تو بعد بعدی اون دنیا همه به انسان تبدیل شدن و در این دنیا به هرکس یه مأموریتی داده شده و تا اونو انجام ندن گناهانشون بخشیده نمیشه ریو منم ماموریتم مثل توعه فقط باهام ازدواج کن قول میدم هیچ وقت تو این دنیا و نه بعد بعدی دنیای وارونه بهت آسیب نزنم بهم اعتماد کن
ریو:کوک ببخشید دیر گفتم ولی من عاشقتم
کوک بدون مکث و درنگی محکم لباشو کوبید رو لبای ریو مک عمیق میزد که از ریو جدا شد و گفت
کوک:بیبی رفع دلتنگیمون نشع؟؟
ریو:بشه
(ویو راوی)
کوک دوباره لباشو رو لبای دختر گذاشت و مک های عمیقی میزد ناله های دختر تو دهن کوک خفه میشد ریو از شدت تحریک شدنش لباس کوک و تند تند باز میکرد کوک رفت سراغ گردن ریو کیس مارک های بنفش رنگ بجا میذاشت ریو
لباسهای کوک تنش درآورد و کوک هم کمکش کرد تا لباساشو در بیاره و...
برای ادامهی فیک به حمایت شما عزیزان نیاز مندم:)
امیدوارم حمایتهای قشنگتونو ببینم🌑🎀
بایبای
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
- ۲.۹k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط