فرشته‌ای بدون بال

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋

🦋(فرشته‌ای بدون بال)🦋
پارت¹⁴
غذا آمد شروع کردن به خوردن وسط غذا بودن که...
(ویو کوک)
امروز دیگه نتونستم صبر کنم برای همین تصمیم گرفتم دیگه بگم بهش تا نظر اونم بدونم پس بلند شدم و حلقه رو از تو کتم درآوردم جلوش زانو زدم
کوک:ریو با من ازدواج میکنی
(ویو ریو)
داشتم غذا میخوردم که دیدم کوک جلوم زانو زد برای اولین بار با چشمای تیله‌ای خرگوشی که من کشت مرده اونا بودم صدای به گوشم خورد این متن هی تو ذهنم مثل اکو پخش میشد
کوک:با من ازدواج میکنی
ما خودآگاه اشک سرازیر شد از جام بلند شدم از رستوران فرار کردم زدم بیرون که فقط از اونجا دور بشم تو جنگل بودم نمی‌دونم به کجا میخورد
کوک:ریوووووو کجااااا....داد
(پرش به شیش ماه بعد)
(ویو ریو)
من الان نزدیک 6 ماه که از دست کوک فرار کردم تا منو فراموش کنه آخه من بهش یه چیزیو نکفتم من یه شیطانم که از یه دنیای وارونه آمده نه نه این درست نیست دنیا داره رو سرم خراب میشه یه مافیا که عاشق یه شیطان شده باشه مگه میشه ولی بخاطر عشق باید تغییر کرد دلم خیلی براش تنگ شده ولی آخه چیکار کنم مجبورم نرم پیشش وگرنه دستور میدن بهم بکشمش
باید همینجا بمونم

(ویو جونگ‌کوک)
الان ۶ ماه که از اون شب میگذره آخه چرا جوابمو نداد فرار کرد آخه چجوری پیداش کنم دلم خیلی براش تنگ شده آخه چیکار کنم فقط الکل خوردم یه ذره هم غذا نخوردم لب دهنم خشک دیگه نمیدونم کجارو بگردم دارم دیوونه میشم شبم با گریه صبح میکنم روز و با الکل شب میکنم تصمیم گرفتم از اون لباسی که اون روز براش فرستادم حی وی ای توش بود کمک بگیرم پیداش کنم پس به باند مافیا خبر دادم که بیان کمکم تا پیداش کنم اعضا آمدن همه لپ تاب هاشون رو باز کردم خودمم رفتم پشت کامپیوتر
جین:رمز جی پی ای زدم باید زد شو بزنیم
شوگا:نه ای وایی رمیر جی پی ای اشتباهه این نیست
جیمین:مگه میشه جین که گفت باز شد
نامجون:نه اون رفته رو یه سیگنال دیگه
جین:شوخی نکن؟؟...با تعجب سوال آمیز
کوک:بدو از اون سیگنال بیا بیرون تا بدبختمون نکردی
جین:باشه
جیهوپ:پیداششس کردمممم...داد
کوک:چیو کوشش کجا؟؟
جیهوپ:ایناها پیداش کردم
کوک:عالیه دمت گرم داداش
باوردم نمیشه یعنی ریو رفته کشور.....

برای ادامه فیک به حمایت شما عزیزان نیاز مندم گایز🎀🌑☺️
ببخشید کم نوشتم حال رو به راهی نداشتم:)

جبران میکنم
#فیک
#تکپارتی
#سناریو
#چندپارتی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
دیدگاه ها (۳)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶³ویو: اتوقتی برگشتم بالا، دیدم کو...

ادامه ی فیک کلاساتونننندوستان یه چیزی من توهم زدم همش فکر می...

bts

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

اخهههههه چرااااااااا.چرا باید یه دلقکی بیاد فیک لزبینمو گزار...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

dark love

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط