Sanki kaybettim onu

“Sanki kaybettim onu.

“Sanki kaybettim onu.
Eleni’nin babası geldi. Esme’nin sevdası gitti.” 🫠

انگار که از دست دادم اونو
بابای النی اومد، عشق اسمه رفت🫠

@TasacakBuDeniz
دیدگاه ها (۳)

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:24یونگی:ا ا.ت..صبر کن بب...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

برادر ناتنی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط