( حال کنید چطوری پای هر سلیقه‌ای وایمیستم )

( حال کنید چطوری پای هر سلیقه‌ای وایمیستم )
در هنگام طلوع آفتاب از آسمان به زمین بیا ، و دستانم را بگیر ؛
چرا کِه میخواهم در زمان غروب کسی باشد که تنِ سردم را در آغوش کشد و اشک هایَش را مهمان صورت بی روحم کند ، و سپس مرا به آغوش خاک بسپارد و بعد با من ، به آسمان بازگرد..
دیدگاه ها (۰)

ای کاش کسی میفهمیدای کاش کسی سعی میکرد تا کِه درک کندکمی تلا...

( ادیت اوردم تازه خوشگل خوشمزه :)عشق تنها چیزیست که یا تماما...

ترجیح میدهم کودک شوَم و درهنگام دَویدَن زمین بخورم تا کِه زا...

این زندگی را دوست میدارم؟هنگامی که در جمع دوستانه‌ام لبخند ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

مرد بی رحم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط