54

54
هایونگ :با خنده دستشو رو صورتش کشید چه پرنس جذابی (مست)
تهیونگ: اره مثل اینکه حدسم درست بود (خنده) از زیر پاهاش گرفت و بلندش کرد برد نشوندش داخل ماشین و خودشم سوار شد بعد از سبز شدن چراغ حرکت کرد و ماشین و گوشه ای پارک کرد و برگشت رو به هایونگ

هایونگ :چشماش بسته بود و لباش خندون

تهیونگ: چیکار کنم باهات... گوشیشو برداشت و شماره است و گرفت منتظر موند تا جواب بعد از چند دقیقه پشت سر هم زنگ زدن بهش خبری ازش نبود..... عجیبه واسه چی جواب نمیده؟ (نگران)

هایونگ: یقه تهیونگ و گرفت و با لحن کیوت گفت.... جوشی ... تو منو یاد
یکی میندازی (مست)

تهیونگ :جوشی؟ (خنده عصبی )به من میخوره جوشی باشم؟ عایشش هایونگ کیم ته یونگ (شمرده شمرده گفت)

تهیونگ: هوم؟ (تعجب)

هایونگ : من خیلی دوستش دارم اما اون اصلا به من اهمیت نمیده و باعث میشه قلبم بشکنه (کیوت) (مست)

تهیونگ: تو مستی هایونگ

هایونگ :فکر نکنم هیچوقت بتونم ببوسمش اما تو خیلی شبیه اون هستی
و منو یاد اون میندازی پس میخوام از این فرصت استفاده کنم و تورو به عنوان اون ببوسم بدون لحظه ای مکث کردن بقشو کشید و لباشو
کوبوند به لباش و ماک های ارومی به لبش میزد

تهیونگ: از تعجب چشماش درشت شده بود و کاری نمیکرد تا اینکه به
خودش اومد و ازش خودش جدا کرد و با تعجب به هایونگ نگاهی انداخت تو.... الان
هایونگ: عومم اذیتم نکن آجوشی لبای خوشمزه ای داری میخوام تستش کنم

تهیونگ :نتونست از بامزه بودنش طاقت بیاره و اینبار اون این بوسه رو شروع کرد.

ات: با یه بطری آب به سمتش رفت و بطری گرفت جلوش کوک اوه ممنونم با خوشحالی بطری ازش گرفت و دست است و
گرفت و نشوند روی نمیکت کنار خودش
دیدگاه ها (۷)

55ات :گوشیشو روشن کرد و متوجه تماس های بی پاسخ تهیونگ شد.......

56کوک: اگه بخوام این موقع شب قهوه بخورم که تا صبح نمیتونیم ب...

53کوک :به زمین خیره شده بود و جلوی است زانو زد سرشو گرفت بال...

52ات :نگاه سردشو داد به کوک و با لحن کاملا جدی جوابشو داد......

رمان جدید پارت ۱۰رفتید مهمونی اونجا خیلی از خلافکار ها بودنن...

بچه هااااااااااااامن امروز میخوام کشورمو ترک کنم برم مادریدد...

Kims Mansion

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط