I need youre body
I need you're body
part 11
با گفتن این حرفش دلم لرزید و انگار چاره ای جز گوش دادن به حرفش نداشتم
چند دقیقه بعد صدای باز شدن در اومد سرم رو آوردم بالا آره جومونگ بود
هیچ وقت دلم نمیخواست اینجا ببینمش
ویو کوک
به همون لوکیشنه که واسم فرستاده بود رفتم کسی هم همراه نبود برام یه خورده عجیب بود چرا باید بیام یه همچین جایی رفتم درش رو هل دادم و بعد از چند ثانیه رفتم تو
دلم میخواست تا صبح بشینم و فقط نگاش کنم ولی یکم بیشتر که دقت کردم چرا اینجوری بود قیافش نتونستم تحمل کنم و اشک،از چشمام اومد پایین
یه نگاهی به من کرد و لبخند زد بلند گفت
ن. بیا جلو تر
ک. داشتم بدو بدو میرفتم سمتش که یهو با
صدای خیلی آروم گفت
ن. فرار کننن
سر جام وایسادم و بهش نگاه کردم
اینبار خیلی بلند تر داد زد
ن. فففررررراااررر ککککنننننن
صدایی از پشت سرم اومد برگشتم و تقریبا با پنج مرد هیکلی روبه رو شدم نیلا گریه میکرد و داد میکشید
ن. کاریش نداشته باشید هق هرچی بگید هق قبول میکنم هق هق ولی کاری به اون نداشته هق باشید هق بزارید بره ( دااد)
ویو نیلا
اومدن سمت کوک بهش حمله کردن من جیغ میکشیدم و بهشون التماس میکردم که ولش کنن ولی انگار گوش نداشتم جومونگ هم داشت با همه شون مبارزه میکرد و کارشم بد نبود تا اینکه نمیدونم چی شد که پرت شد عقب و نتونست بلند شه
یکی از اون عوضیا که کمتر از همشون کتک خورده بود و بیشتر جون داشت چاقو رو در آورد و به سمت جومونگ دوید اون لحضه بدن دردم برام مهم نبود بلند شدم و رفتم جلوش دستام رو باز کردم و بهش اجازه ندادم بره جلو منو هل داد اونور که من پاشو گرفتم و خورد زمین
عوضی. عههه حیف که رئیس گفته بهش کاری نداشته باشم وگرنه دخل تورم میآوردم
ن. نمیزارم بهش نزدیک شی منو از رو پاش جدا کرد و سمت کوک رفتم چاقو رو آورد بالا.
ام. دست نگه دار
یه لحضه همجا سکوت شد
ام. توعه عوضی میخواستی چه غلطی کنی
عوضی. قر.... قربان من واق...
ام. ساکت شو همین العان از جلو چشمم گمشید بیرون
پشمام همون پسره امین پسر سیاوش اون اینجا چیکار میکنه ( بچه ها نمیدونم اسمش همین بود یا نه )
اون عوضی ها هم بلند شدن و گورشونو گم کردن وقتی که داشتم میرفتن من سریع رفتم پیش جومونگ و بغلش کردم و شروع کردم به بلند بلند گریه کردن
ک. هیسس تموم شد همه چی تموم شد جوجه ی من
The end
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بچه ها دیدید به حرفتون گوش کردم و اخرشو بد تموم نکردم
نظرتون رو درباره فیک بگید برام باارزشه
و ایده خیلی خفن واسه فیک بعدیم دارم حمایت کنید معرفیشو میزارم
part 11
با گفتن این حرفش دلم لرزید و انگار چاره ای جز گوش دادن به حرفش نداشتم
چند دقیقه بعد صدای باز شدن در اومد سرم رو آوردم بالا آره جومونگ بود
هیچ وقت دلم نمیخواست اینجا ببینمش
ویو کوک
به همون لوکیشنه که واسم فرستاده بود رفتم کسی هم همراه نبود برام یه خورده عجیب بود چرا باید بیام یه همچین جایی رفتم درش رو هل دادم و بعد از چند ثانیه رفتم تو
دلم میخواست تا صبح بشینم و فقط نگاش کنم ولی یکم بیشتر که دقت کردم چرا اینجوری بود قیافش نتونستم تحمل کنم و اشک،از چشمام اومد پایین
یه نگاهی به من کرد و لبخند زد بلند گفت
ن. بیا جلو تر
ک. داشتم بدو بدو میرفتم سمتش که یهو با
صدای خیلی آروم گفت
ن. فرار کننن
سر جام وایسادم و بهش نگاه کردم
اینبار خیلی بلند تر داد زد
ن. فففررررراااررر ککککنننننن
صدایی از پشت سرم اومد برگشتم و تقریبا با پنج مرد هیکلی روبه رو شدم نیلا گریه میکرد و داد میکشید
ن. کاریش نداشته باشید هق هرچی بگید هق قبول میکنم هق هق ولی کاری به اون نداشته هق باشید هق بزارید بره ( دااد)
ویو نیلا
اومدن سمت کوک بهش حمله کردن من جیغ میکشیدم و بهشون التماس میکردم که ولش کنن ولی انگار گوش نداشتم جومونگ هم داشت با همه شون مبارزه میکرد و کارشم بد نبود تا اینکه نمیدونم چی شد که پرت شد عقب و نتونست بلند شه
یکی از اون عوضیا که کمتر از همشون کتک خورده بود و بیشتر جون داشت چاقو رو در آورد و به سمت جومونگ دوید اون لحضه بدن دردم برام مهم نبود بلند شدم و رفتم جلوش دستام رو باز کردم و بهش اجازه ندادم بره جلو منو هل داد اونور که من پاشو گرفتم و خورد زمین
عوضی. عههه حیف که رئیس گفته بهش کاری نداشته باشم وگرنه دخل تورم میآوردم
ن. نمیزارم بهش نزدیک شی منو از رو پاش جدا کرد و سمت کوک رفتم چاقو رو آورد بالا.
ام. دست نگه دار
یه لحضه همجا سکوت شد
ام. توعه عوضی میخواستی چه غلطی کنی
عوضی. قر.... قربان من واق...
ام. ساکت شو همین العان از جلو چشمم گمشید بیرون
پشمام همون پسره امین پسر سیاوش اون اینجا چیکار میکنه ( بچه ها نمیدونم اسمش همین بود یا نه )
اون عوضی ها هم بلند شدن و گورشونو گم کردن وقتی که داشتم میرفتن من سریع رفتم پیش جومونگ و بغلش کردم و شروع کردم به بلند بلند گریه کردن
ک. هیسس تموم شد همه چی تموم شد جوجه ی من
The end
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بچه ها دیدید به حرفتون گوش کردم و اخرشو بد تموم نکردم
نظرتون رو درباره فیک بگید برام باارزشه
و ایده خیلی خفن واسه فیک بعدیم دارم حمایت کنید معرفیشو میزارم
- ۸۰۸
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط