I need youre body
I need you're body
part 9
ویو نیلا شب سر میز شام
نمیدونم واقعا قصد بابام چیه چرا داره اینطوری رفتار میکنه خیلی برام عجیبه واقعا میخوام سردر بیارم ولی انگار نمیشه
تو افکارم بودم و داشتم با غذام ور میرفتم که
آ. چرا غذاتو نمیخوری حالا که به خاسته دلت رسیدی
بعدش یه خنده ای زیر لب کرد
ن. اشتها ندارم
و بعدش بلند شدم و تو راه اتاقم بودم که یه صحنه ای دیدم که میخواستم غش کنم
نیلوفر جلو در ورودی به سالن اصلی وایستاده بود
وقتی دیدمش چشمام از حدقه زد بیرون و دستم رو گذاشتم جلو دهنم
نیلو. نننییییللللاااااااااااا
ن. عههههههههههههههه
بعدش دویدیم و همو بغل کردیم انقدر محکم فشارش دادم که دستای خودم درد گرفت بعد از هم جدا شدیم
نیلو. کجا بودی
ن. خیلی دلم برات تنگ شده
نیلو. بی معرفت نباید سه ماه نیستی یه خبر به من بدی
(اون زمانی که نیلا تو خونه جدا زندگی میکرد تو یه شهر دیگه ایران بودن و نیلوفر هم همون جا زندگی میکرد)
ن. اگه بدونی چی به سر رفیق بدبختت اومده
نیلو. چیشده
بعدش دستش رو گرفتم و بردم تو اتاق کل ماجرا رو براش تعریف کردن دهنش باز مونده بود
نیلو. یعنی العان میخواد بیاد ببرتت کره
ن. به ظاهر که اینجوریه ولی فکر نکنم
نیلو . خیلی مشکوک میزنه حواست خیلی به خودت باشه ها
ن. اون که آره ولی نمیدونم قرار چی بشه
نیلو. عجیبه
ن. حالا اینارو ولش کن کی اومدی اینجا از خونم چه خبر
نیلو. دیروز اومدم و یکی دوساعت دیگه هم باید برم خونت هم که سرجاشه
ن. یعنی چی که میخوای بری هنوز رسیدی
نیلو. بابا کار دارم باید برم پایاننامه رو اوکی کنم
ن. چلغوز ( خنده)
بعدش باهم خندیدم و رفتیم تو حیاط امارت یکم قدم زدیم تا اینکه گفت
نیلو. دیگه باید برم
ن. نههههههه نرو
نیلو . خره مجبورم ولی خیلی دلم میخواد بمونم ایشالله که نری کره
ن. نمیدونم تو بیا کره
نیلو. حتما مادرم منو آره
بعدش همو بغل کردیم و اون رفت کیفش رو برداشت و آخر کار بهم گفت
نیلو. اگر یه وقت خواستی بری کره یه جوری بهم زنگ بزن هرطور شده خودم رو میرسونم
ن. باشه حالا بزار ببینم چی میشه
از هم خداحافظی کردیم و داشتم میرفتم تو اتاقم که صدای بابام اومد که داشت با تلفنش صحبت میکرد قصد نداشتم فالگوش وایسم ولی یه جمله ای توجهم رو جلب کرد
آ. آره اونجارو آماده کن احتمالا فردا میرسه
؟ ....................
آ. نه اونش با من اوکیه
؟ .................
آ. مطمئن باشم دیگه
؟ ...................
آ. هرچی که شد پا خودت
؟ ............
آ. فعلا
بعدش داشت میومد تو راهرو منم سریع رفتم تو اتاقم
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
حمایت کنید قشنگا اگر حمایت ها زیاد باشه پارت بعد رو امشب میزارم
part 9
ویو نیلا شب سر میز شام
نمیدونم واقعا قصد بابام چیه چرا داره اینطوری رفتار میکنه خیلی برام عجیبه واقعا میخوام سردر بیارم ولی انگار نمیشه
تو افکارم بودم و داشتم با غذام ور میرفتم که
آ. چرا غذاتو نمیخوری حالا که به خاسته دلت رسیدی
بعدش یه خنده ای زیر لب کرد
ن. اشتها ندارم
و بعدش بلند شدم و تو راه اتاقم بودم که یه صحنه ای دیدم که میخواستم غش کنم
نیلوفر جلو در ورودی به سالن اصلی وایستاده بود
وقتی دیدمش چشمام از حدقه زد بیرون و دستم رو گذاشتم جلو دهنم
نیلو. نننییییللللاااااااااااا
ن. عههههههههههههههه
بعدش دویدیم و همو بغل کردیم انقدر محکم فشارش دادم که دستای خودم درد گرفت بعد از هم جدا شدیم
نیلو. کجا بودی
ن. خیلی دلم برات تنگ شده
نیلو. بی معرفت نباید سه ماه نیستی یه خبر به من بدی
(اون زمانی که نیلا تو خونه جدا زندگی میکرد تو یه شهر دیگه ایران بودن و نیلوفر هم همون جا زندگی میکرد)
ن. اگه بدونی چی به سر رفیق بدبختت اومده
نیلو. چیشده
بعدش دستش رو گرفتم و بردم تو اتاق کل ماجرا رو براش تعریف کردن دهنش باز مونده بود
نیلو. یعنی العان میخواد بیاد ببرتت کره
ن. به ظاهر که اینجوریه ولی فکر نکنم
نیلو . خیلی مشکوک میزنه حواست خیلی به خودت باشه ها
ن. اون که آره ولی نمیدونم قرار چی بشه
نیلو. عجیبه
ن. حالا اینارو ولش کن کی اومدی اینجا از خونم چه خبر
نیلو. دیروز اومدم و یکی دوساعت دیگه هم باید برم خونت هم که سرجاشه
ن. یعنی چی که میخوای بری هنوز رسیدی
نیلو. بابا کار دارم باید برم پایاننامه رو اوکی کنم
ن. چلغوز ( خنده)
بعدش باهم خندیدم و رفتیم تو حیاط امارت یکم قدم زدیم تا اینکه گفت
نیلو. دیگه باید برم
ن. نههههههه نرو
نیلو . خره مجبورم ولی خیلی دلم میخواد بمونم ایشالله که نری کره
ن. نمیدونم تو بیا کره
نیلو. حتما مادرم منو آره
بعدش همو بغل کردیم و اون رفت کیفش رو برداشت و آخر کار بهم گفت
نیلو. اگر یه وقت خواستی بری کره یه جوری بهم زنگ بزن هرطور شده خودم رو میرسونم
ن. باشه حالا بزار ببینم چی میشه
از هم خداحافظی کردیم و داشتم میرفتم تو اتاقم که صدای بابام اومد که داشت با تلفنش صحبت میکرد قصد نداشتم فالگوش وایسم ولی یه جمله ای توجهم رو جلب کرد
آ. آره اونجارو آماده کن احتمالا فردا میرسه
؟ ....................
آ. نه اونش با من اوکیه
؟ .................
آ. مطمئن باشم دیگه
؟ ...................
آ. هرچی که شد پا خودت
؟ ............
آ. فعلا
بعدش داشت میومد تو راهرو منم سریع رفتم تو اتاقم
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
حمایت کنید قشنگا اگر حمایت ها زیاد باشه پارت بعد رو امشب میزارم
- ۴۲۵
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط