I need youre body
I need you're body
part 10
یعنی چی منظورش از این حرفا چیه
همینجوری مغزم درگیر بود
فردا قراره بیاد امارت یا نه
چی قراره بشه
یه وقت اتفاقی نیوفته
که دیگه آخرش انقدر خسته شدم که رفتم رو تختم دراز کشیدم و همون لحضه سیاهی
یک ساعت بعدش ( چهار صبح) با احساس اینکه دارم تکون میخورم بیدار شدم
تو یه دونه ماشین بودم و دونفر جلوش بودن یکی راننده و یکی دیگه اون یارو سیاوش دستام و پاهام با طناب بسته بودن دستمال جلود دهنم بود و صندلی عقب ماشین دراز و کشیده بودم بعد از گذشته یک دقیقه که از توشک اومدم بیرون شروع کردم به جیغ های خفه زدن که
س. هیسسسس ساکت باش دختر خوب
من هنوز جیغ میزدم
بعد از گذشت چند دقیقه جلو یه جای متروکه وایستاد که این باعث شد دیگه جیغ نزنم
راننده اومد در ماشین رو باز کرد منو انداخت رو کولش من دوباره شروع کردم به جیغ زدن و گریه کردم رفتیم تو همون مکان متروکه تاریک بود و فقط یه چراغ روشن بود و دو کاناپه قدیمی هم وسطش بود من گذاشت رو زمین که اون یارو سیاوش اومد جلو و گفت
س. اگر میخوای زنده از اینجا بری بیرون بهتره به حرفم خوب گوش کنی و کار هایی که بهت میگم رو مو به مو انجام بدی
من فقط نگاش کردم با ترس
س. نترس کاری به تو نداریم ولی باید به حرفم گوش کنی چون اگه این کار رو نکنی اتفاقای خوبی برات نمیوفته
من فقط سر تکون دادم
س. خوبه خودت هم خوب میدونی اون یا جئون جانگ کوک داره میاد اینجا و احتمالا تا یک ساعت دیگه میرسه
اینو که گفت من حرف زدم ولی دستمال جلو دهنم نمیذاشت بشنوه برا همین دستمال رو در آورد
س. چی
ن. میگم خوب اینو که منم میدونم که چی حالا مثلا
س. همین دیگه تو باید بازیگری کنی این یه شبو
ن..........
س. یعنی وقتی میری رو اون کاناپه میشینی و وقتی از در اومد تو اون رو میکشونی جلو تو ما بتونیم کاری که میخوایم رو انجام بدیم
ن. منظورت چیه کاری که میخوای انجام بدی چیه
س. دیگه داری زیادی سوال میپرسی
ن. من اینکارو نمیکنم شرمنده
س. چی گفتی
بلند و با داد گفتم
ن. من این کارو نمیکنم
یه خنده تو گلویی کرد و بلند شد و یه دونه چوب برداشت
س. چیکار میکنی
ن. بچه میترسونی شعورت در همین حده که میخوای منو بزنی تویی که نمیتونی بدون ننت شلوارت رو بکشی بالا نباید هم توقعی از داشته باشم
این حرفا رو که گفتم بد آتیشی شد و شروع کردن به زدن من
ضربه اول
ضربه صد هشتم ( مشتی چه خبره )
دیگه داشتم خون بالا میآوردم که دست از زدن کشید
س. خب حالا به حرفم گوش میکنی یا ادامه بدم
برای اینکه نمیرم سر تکون دادم بهم گفت
س. بلند شو بشین رو کاناپه
میخواستم ولی نمیتونستم بدنم بی حس شده بود
ن. نم ....نمی. ... نمیتونم حرکت کنم
یه آهی کشید و بلند کم و گذاشت رو کاناپه دست و پاهام رو باز کردم و خون هارو هم پاک کرد
س. یادت نرفته که باید چیکار کنی
ن. ن...نه
س. من دیگه میرم امیدوارم کاری که میگم رو انجام بدی اگر ندی جفتتون رو با هم میکشم
بعدش هم بلند شد و رفت
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
حمایت کنید خوشگلا
part 10
یعنی چی منظورش از این حرفا چیه
همینجوری مغزم درگیر بود
فردا قراره بیاد امارت یا نه
چی قراره بشه
یه وقت اتفاقی نیوفته
که دیگه آخرش انقدر خسته شدم که رفتم رو تختم دراز کشیدم و همون لحضه سیاهی
یک ساعت بعدش ( چهار صبح) با احساس اینکه دارم تکون میخورم بیدار شدم
تو یه دونه ماشین بودم و دونفر جلوش بودن یکی راننده و یکی دیگه اون یارو سیاوش دستام و پاهام با طناب بسته بودن دستمال جلود دهنم بود و صندلی عقب ماشین دراز و کشیده بودم بعد از گذشته یک دقیقه که از توشک اومدم بیرون شروع کردم به جیغ های خفه زدن که
س. هیسسسس ساکت باش دختر خوب
من هنوز جیغ میزدم
بعد از گذشت چند دقیقه جلو یه جای متروکه وایستاد که این باعث شد دیگه جیغ نزنم
راننده اومد در ماشین رو باز کرد منو انداخت رو کولش من دوباره شروع کردم به جیغ زدن و گریه کردم رفتیم تو همون مکان متروکه تاریک بود و فقط یه چراغ روشن بود و دو کاناپه قدیمی هم وسطش بود من گذاشت رو زمین که اون یارو سیاوش اومد جلو و گفت
س. اگر میخوای زنده از اینجا بری بیرون بهتره به حرفم خوب گوش کنی و کار هایی که بهت میگم رو مو به مو انجام بدی
من فقط نگاش کردم با ترس
س. نترس کاری به تو نداریم ولی باید به حرفم گوش کنی چون اگه این کار رو نکنی اتفاقای خوبی برات نمیوفته
من فقط سر تکون دادم
س. خوبه خودت هم خوب میدونی اون یا جئون جانگ کوک داره میاد اینجا و احتمالا تا یک ساعت دیگه میرسه
اینو که گفت من حرف زدم ولی دستمال جلو دهنم نمیذاشت بشنوه برا همین دستمال رو در آورد
س. چی
ن. میگم خوب اینو که منم میدونم که چی حالا مثلا
س. همین دیگه تو باید بازیگری کنی این یه شبو
ن..........
س. یعنی وقتی میری رو اون کاناپه میشینی و وقتی از در اومد تو اون رو میکشونی جلو تو ما بتونیم کاری که میخوایم رو انجام بدیم
ن. منظورت چیه کاری که میخوای انجام بدی چیه
س. دیگه داری زیادی سوال میپرسی
ن. من اینکارو نمیکنم شرمنده
س. چی گفتی
بلند و با داد گفتم
ن. من این کارو نمیکنم
یه خنده تو گلویی کرد و بلند شد و یه دونه چوب برداشت
س. چیکار میکنی
ن. بچه میترسونی شعورت در همین حده که میخوای منو بزنی تویی که نمیتونی بدون ننت شلوارت رو بکشی بالا نباید هم توقعی از داشته باشم
این حرفا رو که گفتم بد آتیشی شد و شروع کردن به زدن من
ضربه اول
ضربه صد هشتم ( مشتی چه خبره )
دیگه داشتم خون بالا میآوردم که دست از زدن کشید
س. خب حالا به حرفم گوش میکنی یا ادامه بدم
برای اینکه نمیرم سر تکون دادم بهم گفت
س. بلند شو بشین رو کاناپه
میخواستم ولی نمیتونستم بدنم بی حس شده بود
ن. نم ....نمی. ... نمیتونم حرکت کنم
یه آهی کشید و بلند کم و گذاشت رو کاناپه دست و پاهام رو باز کردم و خون هارو هم پاک کرد
س. یادت نرفته که باید چیکار کنی
ن. ن...نه
س. من دیگه میرم امیدوارم کاری که میگم رو انجام بدی اگر ندی جفتتون رو با هم میکشم
بعدش هم بلند شد و رفت
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
حمایت کنید خوشگلا
- ۵۱۳
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط