چندیست دیوارهای این حصار را پی کلمات میکوبم

چنـدیسـت دیـوارهای این حصـار را پی کلمـات میکوبـم ،
تـا راهی پـیدا کنــم بـرای نـوشتن از سرزمیـنی که شاهـد خـون و درد و اشـک و بغض و فـریاد و فـراق را ،

افسوس که دست و قلمم از نوشتن باز مانده اند و ذهنم در باب توصیف این مصیبت کبری ناتوان است و نقـش صــدای بغـض آلــود کودکـی را دارد که،
" نه می تواند بــگوید "
" نه می توانــد فرامــوش کند "
و "نه دل ِ مانــدن دارد "

کم نگفتــه اند و کم نخوانــدیم در بـاب آن غــوغای عظــیم و آن مصیــبت کبــری
آن واقعــه ســوزناک و آن فرهــنگ و هــدف اصــیل ِ ایسـتادگی در برابر ظـلم و پیروزی حق بر باطل ،

کم نگفـته اند و کم نشنیـده ایم .!
اما کم گذاشته ایم
کم گذاشته ایم از درک هدف و تلاش برای تغییر نگاه ،
کم گذاشته ایم از حصول شناخت پیام ناب و بر حق واقعه عاشورا ،

آری کـم گذاشتـه ایـم در این دنیـا ،

دنیـا ،دنیــای عجیــبی است.
دنیایی که در آن برای عباس امان نامه می آورند؛
برای مردی که دست هایش، سند مظلومیت شیعه است .
و من در شگفــتم که خون بهای دست های بریده ی عبــاس چیســت؟

الســلام علیکـــ یا ساقـــی عطاشـــی کـــربلا


#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

یه وقـت هایی آدمـیزاد بـاید با خـودش خـلوت کنــد ،برای فـکر ...

به درگـاهـت آمدم یـارب ،آمـدم که خـلوت کنـم ،آمـدم که احیـا...

نـکند راه را اشتباه میـرویــم ،در سـه راهـی" مـومـن مسلمـان"...

آدم اگــر بداند که غم غنای کلمات است ؛یک به یک غم هایش را عک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط