شب
p⁴⁵
اسلاید اول همون قایقه و اسلاید دوم رستورانیه که رفتن
و گارسونی جلوی اون اسکله وایساده بود
و با دیدن جیمین به جیمین خوش اومد گفت جیمین از جاش. پاشد و از کشتی قدم به اسکله گذاشت و دستش رو بازم سمت ات گرفت و از قایق ات به اسکله قدم گذاشت با راهنمایی گارسون سمت داخل رستوران میرفتن ولی با برگشتن اونا به سمت
رستوران قایق شروع به حرکت کردن کردو داشت میرفت
و ات تموم حرف های توی مسیرشون رو مرور میکرد
دقایقی بعد از غذا خوردن
گذشتن و اون دو به خونه برگشتن
و در خونه رو جیمین باز میکرد
ج. نمیخوای تشکر کنی ؟
ات.من سر تک به تک حرفام هنوزم هستم
جیمین جیمین با لبخند سمت ات سرشو برگردوند
و با بردن دستش به پشت سر ات ،ات رو سمت خودش کشید و اونو بین دوتا دستاش قفل کرد
ج. ولی من برای امروز واسه تک به تک خنده هایی که روی صورتت نشست ازت ممنونم
ات که چشماش رو اون لحظه روی هم گذاشته بود درون چمشاش پشت پلک ها کم کم خیس میشدن رو حس میکرد و دلی که واسه حرف های جیمین خوشحال میشد
و به خودش گرفته بود توصیفی از حال اون لحظه ات بود
غم و شادی که توی قلبش به وجود اومده بود تموم حس های واقعی اون موقع اون دختر بودن
و ات با گذاشتن کف دستاش روی قفسه سینه جیمین خودشو از آغوش جیمین بیرون کشید و سمت اتاقش داشت میرفت و جیمین که جلوی در مونده بود
با نگاه گردن به جاهایی که ات پا گذاشته بود و مسیری که ات میرفت خیره مونده بود
جیمین سرشو پایین انداخت با لبخند کوچک کنار لبش و با کلیدی که دستش بود مشغول شد و به فکر کردن به تموم لحظه ها شروع کرد و وقتی وارد خونه میشد توی همون حالت از بلوزش گرفت و یه کمی به روشنایی خونه نزدیک تر کرد و با دید قطره های کوچک آب روی بلوزش سرش رو سمت راهرویی که سمت اتاق ات ختم پیشد چرخوند اولش خواست بره سمت اتاق ات و بهش سری بزنه ولی بعدش تصمیم گرفت اونو به حال خودش کمی هم شده ول کن چون نمیخواست ات احساس کنه که جیمین بهش اجازه داشتن حریم خصوصی خودش رو نمیده و سمت اتاقت خودش رفت و با همون لباس ها با کشید دستش به روی بلوزش که چند دیقه پیش سر ات روی اون بلوز قرار گرفته بود چشماش رو بست
پیج دومم رو فالو کنید
@mj_im
اسلاید اول همون قایقه و اسلاید دوم رستورانیه که رفتن
و گارسونی جلوی اون اسکله وایساده بود
و با دیدن جیمین به جیمین خوش اومد گفت جیمین از جاش. پاشد و از کشتی قدم به اسکله گذاشت و دستش رو بازم سمت ات گرفت و از قایق ات به اسکله قدم گذاشت با راهنمایی گارسون سمت داخل رستوران میرفتن ولی با برگشتن اونا به سمت
رستوران قایق شروع به حرکت کردن کردو داشت میرفت
و ات تموم حرف های توی مسیرشون رو مرور میکرد
دقایقی بعد از غذا خوردن
گذشتن و اون دو به خونه برگشتن
و در خونه رو جیمین باز میکرد
ج. نمیخوای تشکر کنی ؟
ات.من سر تک به تک حرفام هنوزم هستم
جیمین جیمین با لبخند سمت ات سرشو برگردوند
و با بردن دستش به پشت سر ات ،ات رو سمت خودش کشید و اونو بین دوتا دستاش قفل کرد
ج. ولی من برای امروز واسه تک به تک خنده هایی که روی صورتت نشست ازت ممنونم
ات که چشماش رو اون لحظه روی هم گذاشته بود درون چمشاش پشت پلک ها کم کم خیس میشدن رو حس میکرد و دلی که واسه حرف های جیمین خوشحال میشد
و به خودش گرفته بود توصیفی از حال اون لحظه ات بود
غم و شادی که توی قلبش به وجود اومده بود تموم حس های واقعی اون موقع اون دختر بودن
و ات با گذاشتن کف دستاش روی قفسه سینه جیمین خودشو از آغوش جیمین بیرون کشید و سمت اتاقش داشت میرفت و جیمین که جلوی در مونده بود
با نگاه گردن به جاهایی که ات پا گذاشته بود و مسیری که ات میرفت خیره مونده بود
جیمین سرشو پایین انداخت با لبخند کوچک کنار لبش و با کلیدی که دستش بود مشغول شد و به فکر کردن به تموم لحظه ها شروع کرد و وقتی وارد خونه میشد توی همون حالت از بلوزش گرفت و یه کمی به روشنایی خونه نزدیک تر کرد و با دید قطره های کوچک آب روی بلوزش سرش رو سمت راهرویی که سمت اتاق ات ختم پیشد چرخوند اولش خواست بره سمت اتاق ات و بهش سری بزنه ولی بعدش تصمیم گرفت اونو به حال خودش کمی هم شده ول کن چون نمیخواست ات احساس کنه که جیمین بهش اجازه داشتن حریم خصوصی خودش رو نمیده و سمت اتاقت خودش رفت و با همون لباس ها با کشید دستش به روی بلوزش که چند دیقه پیش سر ات روی اون بلوز قرار گرفته بود چشماش رو بست
پیج دومم رو فالو کنید
@mj_im
- ۸.۱k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط