چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Black Trap (تله سیاه)
Part:8
بعد چند مین جلوی یه بار وایسادیم شوگا ماشینو پارک کرد و رفتیم داخل که بوی الکل پیچید تو
دماغم و حالم بد شد از شدت زیاد بو رفتیم یه گوشه که چند تا پسر تشسته بودن
شوگا:سلام پسرا
تهکوک:سلام
جیمین.جیهوپ:سلام
نامجین:سلام
ا.ت:سلام
نامجون:آمم ایشون کین
ا.ت:من ....
شوگا:مین ا.ت دوست دخترمه
از کمرم گرفت و کشید سمت خودش
جین:اوو تو کی رل زدی ما خبر نداریم
شوگا:حالا
نشستیم که برامون مشروب آوردن پسرا داشتن باهم حرف میزدن من ساکت نشسته بودم و مشروبمو میخوردم یکمه مست شدم دلم میخواست
برقصم و خودمو خالی کنم پس دم گوش شوگا گفتم
ا.ت:میشه برم برقصم
شوگا:....
ا.ت:لطفا
شوگا:باشه ولی نزدیک پسرا نشو فکر فرارم به سرت نزنه که پیدات میکنم و بد بلایی سرت میارم
ا.ت:باشه مرسی
بلند شدم و رفتم سمت جایی که داشتن میرقصیدن و شروع به رقصیدن کردم بعد چند مین چشمم خورد به پسرا که چند تا دختر رفتن سمتشون
یکی از دخترا نشست رو پای شوگا نمیدونم چرا اینهمه ناراحت شدم کم که کم مونده بود بزنم زیر گریه شابد چون تو این مدت عاشقش
شده بودم و با رفتار اخیرش فکر میکردم اونم یه حسایی بهم داره اما با دیدن این صحنه خیلی ناراحت شدم رفتم سمتشون و کیفمو برداشتم
شوگا:کجا
ا.ت:هیچ ...میرم سرویس*ناراحت
قبل رفتن با جامائیکا پر به شوگا نگاه کروم و رفتم سمت سرویس که اشکام شروع به ریختن کردن نمیدونم چقدر گذشت که با صدای کسی برگشتم
+سلام خانم خوشگله
ا.ت:هی اینجا زنونست لطفا برو بیرون
+چرا باید برم بیرون وقتی لیدی به این زیبایی اینجاست
ا.ت:چرت و پرت نگو
+چرت و پرت نمیگم ..نظرت چیه یکم خوش بگذرونیم ها
نزدیکم شد و با پشت دست کشید رو گونم
ا.ت:برو بیرون
+اگه نرم چی میشه
بیشتر بهم نزدیک میشد و من میرفتم عقب که خوردم به دیوار اونم دست تو یه سانتیم وایساد
ا.ت:هی ولم کن عوضی
+اوه خیلی زبون درازی لیدی
ا.ت:من لیدیه تو نیستم*بلند
از کمرم گرفت و به خودش چسبوند سعی داشت ببوسیم ولی مقاومت میکردم
ا.ت:ولم کن
که یهو پخش زمین شد شوکه نگاهش کردم که دیدم شوگابهش مشت زده رفت سمتش و نشست روش و فقط داشت میزاشتم که رفتم سمتش
ا.ت:هی ولش کن کشتیش
اهمیت نداد و به کارش ادامه داد
ا.ت:هی شوگا ولش کن اصلا به تو چه*داد
وایساد و عصبی نگام کرد
شوگا:چی داری میگی اگه نمیرسیدم کارای دیگه ای میکرد
ا.ت:به توچه اصلا بزار بکنه تو چیکارمی هان*داد
شوگا:سر من داد نزن *بلند
ا.ت:میزنم جوابمو بده*داد
که از روش بلند شد و محکم از مچ دستم گرفت و دنبال خودش کشید
ا.ت:هی ولم کن کجا میبیرم
جوابی نداد رفت سمت اتاقای بار و محکم پرتم کرد داخل که عقب عقبی رفتم و اخر افتادم رو تخت
ا.ت:هی چیکار میکنی
شوگا:نشون میدم چیکارتم
ا.ت:منظورت چی.....
اومد سمتمو و شروع کرد به بوسیدنم و محکم و وحشیانه میبوسید طوری که تعم خونو حس میکردم به سینه هاش مشتمیزدم ولی فایده نداشت و اون به کارش ادامه میداد
.........
اومده بودیم خونه شوگا رفته بود شرکت بعد اون اتفاق خیلی عادی رفتار میکرد انگار اتفاقی نیفتاده مثل روزای قبل بود این منو اذیت میکرد منممیخواستم وانمود کنم چیزی نشده
ولی نمیتونم اون دخترونه گیمو ازم گرفت بعد طوری رفتار میکنه انقار یه چیز عادیه الان پشیمونم کاشبا دونگوو میرفتم کاش هیچوقت اینجا نمیومدم کاش عاشقش نمیشدم کاش
نمیرفتم بار و کلی کاش دیگه ..دیگه تحمل ندادم میخوام از اینجا برم میدم امارت دونگوو نمیتونم اینجا باشم ابن رفتارای سرد یونگی اتفاق اون روز با اون دختره که زاهراً
اکس شوگا بود و اتفاق دیروز کاش هیچوقت به دنیا نمیومدم...اشکام بی اختیار شروع به ریختن کردن رفتم بالا تو اتاقم یهکوله متوسط برداشتم و چندتا لباس گذاشتم
داخلش گوشیو وسایل مهم ممو برداشتم از اتاق زدم بیرون الان چطوری فرار کنم رفتم سمت تراس فاصله زیاد بود ولی چهمیشد
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
" تله سیاه"
Black Trap (تله سیاه)
Part:8
بعد چند مین جلوی یه بار وایسادیم شوگا ماشینو پارک کرد و رفتیم داخل که بوی الکل پیچید تو
دماغم و حالم بد شد از شدت زیاد بو رفتیم یه گوشه که چند تا پسر تشسته بودن
شوگا:سلام پسرا
تهکوک:سلام
جیمین.جیهوپ:سلام
نامجین:سلام
ا.ت:سلام
نامجون:آمم ایشون کین
ا.ت:من ....
شوگا:مین ا.ت دوست دخترمه
از کمرم گرفت و کشید سمت خودش
جین:اوو تو کی رل زدی ما خبر نداریم
شوگا:حالا
نشستیم که برامون مشروب آوردن پسرا داشتن باهم حرف میزدن من ساکت نشسته بودم و مشروبمو میخوردم یکمه مست شدم دلم میخواست
برقصم و خودمو خالی کنم پس دم گوش شوگا گفتم
ا.ت:میشه برم برقصم
شوگا:....
ا.ت:لطفا
شوگا:باشه ولی نزدیک پسرا نشو فکر فرارم به سرت نزنه که پیدات میکنم و بد بلایی سرت میارم
ا.ت:باشه مرسی
بلند شدم و رفتم سمت جایی که داشتن میرقصیدن و شروع به رقصیدن کردم بعد چند مین چشمم خورد به پسرا که چند تا دختر رفتن سمتشون
یکی از دخترا نشست رو پای شوگا نمیدونم چرا اینهمه ناراحت شدم کم که کم مونده بود بزنم زیر گریه شابد چون تو این مدت عاشقش
شده بودم و با رفتار اخیرش فکر میکردم اونم یه حسایی بهم داره اما با دیدن این صحنه خیلی ناراحت شدم رفتم سمتشون و کیفمو برداشتم
شوگا:کجا
ا.ت:هیچ ...میرم سرویس*ناراحت
قبل رفتن با جامائیکا پر به شوگا نگاه کروم و رفتم سمت سرویس که اشکام شروع به ریختن کردن نمیدونم چقدر گذشت که با صدای کسی برگشتم
+سلام خانم خوشگله
ا.ت:هی اینجا زنونست لطفا برو بیرون
+چرا باید برم بیرون وقتی لیدی به این زیبایی اینجاست
ا.ت:چرت و پرت نگو
+چرت و پرت نمیگم ..نظرت چیه یکم خوش بگذرونیم ها
نزدیکم شد و با پشت دست کشید رو گونم
ا.ت:برو بیرون
+اگه نرم چی میشه
بیشتر بهم نزدیک میشد و من میرفتم عقب که خوردم به دیوار اونم دست تو یه سانتیم وایساد
ا.ت:هی ولم کن عوضی
+اوه خیلی زبون درازی لیدی
ا.ت:من لیدیه تو نیستم*بلند
از کمرم گرفت و به خودش چسبوند سعی داشت ببوسیم ولی مقاومت میکردم
ا.ت:ولم کن
که یهو پخش زمین شد شوکه نگاهش کردم که دیدم شوگابهش مشت زده رفت سمتش و نشست روش و فقط داشت میزاشتم که رفتم سمتش
ا.ت:هی ولش کن کشتیش
اهمیت نداد و به کارش ادامه داد
ا.ت:هی شوگا ولش کن اصلا به تو چه*داد
وایساد و عصبی نگام کرد
شوگا:چی داری میگی اگه نمیرسیدم کارای دیگه ای میکرد
ا.ت:به توچه اصلا بزار بکنه تو چیکارمی هان*داد
شوگا:سر من داد نزن *بلند
ا.ت:میزنم جوابمو بده*داد
که از روش بلند شد و محکم از مچ دستم گرفت و دنبال خودش کشید
ا.ت:هی ولم کن کجا میبیرم
جوابی نداد رفت سمت اتاقای بار و محکم پرتم کرد داخل که عقب عقبی رفتم و اخر افتادم رو تخت
ا.ت:هی چیکار میکنی
شوگا:نشون میدم چیکارتم
ا.ت:منظورت چی.....
اومد سمتمو و شروع کرد به بوسیدنم و محکم و وحشیانه میبوسید طوری که تعم خونو حس میکردم به سینه هاش مشتمیزدم ولی فایده نداشت و اون به کارش ادامه میداد
.........
اومده بودیم خونه شوگا رفته بود شرکت بعد اون اتفاق خیلی عادی رفتار میکرد انگار اتفاقی نیفتاده مثل روزای قبل بود این منو اذیت میکرد منممیخواستم وانمود کنم چیزی نشده
ولی نمیتونم اون دخترونه گیمو ازم گرفت بعد طوری رفتار میکنه انقار یه چیز عادیه الان پشیمونم کاشبا دونگوو میرفتم کاش هیچوقت اینجا نمیومدم کاش عاشقش نمیشدم کاش
نمیرفتم بار و کلی کاش دیگه ..دیگه تحمل ندادم میخوام از اینجا برم میدم امارت دونگوو نمیتونم اینجا باشم ابن رفتارای سرد یونگی اتفاق اون روز با اون دختره که زاهراً
اکس شوگا بود و اتفاق دیروز کاش هیچوقت به دنیا نمیومدم...اشکام بی اختیار شروع به ریختن کردن رفتم بالا تو اتاقم یهکوله متوسط برداشتم و چندتا لباس گذاشتم
داخلش گوشیو وسایل مهم ممو برداشتم از اتاق زدم بیرون الان چطوری فرار کنم رفتم سمت تراس فاصله زیاد بود ولی چهمیشد
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
" تله سیاه"
- ۲۲۲
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط