رویای غمگین من
{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part9
کوک:بلند شو برین عشقم انکاری واقعا دلت گرفته باید یکم تفریح کنی تا حالت جا بیا
یونا:دقیقا
کوک:پس زود باش حاضر شو تا بریم
یونا:باشه عسمق الان میام تکون محوریت
یونا دویید رفت بالا حاضر شد آمد پایین عطرشو زد تو آینه شمعدونی پایین تو پذیرایی رژ میزد جونگکوک هم چرواتش و درست میکرد زودتر از یونا کارش تموم شد برای همین خیره شده بود به میا با عشق نکاشه میکرد
یونا:هی کوک به چی نکاه میکنی
کوک:به فرشتم
یونا:بس کن آنقدر لاس نزن برو کفشت بپوش تا بیام
کوک:باشه عشقم
یونا به از چندمین کارش تموم شد چرفت پیش جونکوک سوار ماشین شد رفتن باز نشستم شرابشون میخوردن کاهی اوقات بلند میشدم میرقصیدن
یونا:جونگکوک من نوتلا میخوام میگی برام بیارن
جونگکوک:اره عشقم صبر کن تا یکم برات بیارنن
یونا:مرسی کوکی
کوک:کارشون بیا اینجا...سرد
کارسون:بله آقا
کوک:یه نوتلا
کارسون:چشم آقا
رفت یه چند مین بعد برای یونا نوتلا آورد یونا با لذت میخورد
یونا خیلی نوتلا دوست داشت جونگکوک سعی میکرد بیشتر مواقع براش بخره
یونا همینجوری مشغول خوردن بود
کوک:عشقم وقت رفتن بیشتر از این نمیتونیم بمونیم اگر مافیا ها بیان خطر ناک میشه زودباش باید بریم خونه
یونا:میشه تا خونه قدم بزنیم ؟
کوک:اره عشق قشنگم میشه
کوک چ یونا بلند شدن رفتم بیرون قبل از اینکه اینا بلند بشن
تا پارت بعدی بای بای🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/joingroup/APf9XFMvdG7yvyPsOiVrOQ
Part9
کوک:بلند شو برین عشقم انکاری واقعا دلت گرفته باید یکم تفریح کنی تا حالت جا بیا
یونا:دقیقا
کوک:پس زود باش حاضر شو تا بریم
یونا:باشه عسمق الان میام تکون محوریت
یونا دویید رفت بالا حاضر شد آمد پایین عطرشو زد تو آینه شمعدونی پایین تو پذیرایی رژ میزد جونگکوک هم چرواتش و درست میکرد زودتر از یونا کارش تموم شد برای همین خیره شده بود به میا با عشق نکاشه میکرد
یونا:هی کوک به چی نکاه میکنی
کوک:به فرشتم
یونا:بس کن آنقدر لاس نزن برو کفشت بپوش تا بیام
کوک:باشه عشقم
یونا به از چندمین کارش تموم شد چرفت پیش جونکوک سوار ماشین شد رفتن باز نشستم شرابشون میخوردن کاهی اوقات بلند میشدم میرقصیدن
یونا:جونگکوک من نوتلا میخوام میگی برام بیارن
جونگکوک:اره عشقم صبر کن تا یکم برات بیارنن
یونا:مرسی کوکی
کوک:کارشون بیا اینجا...سرد
کارسون:بله آقا
کوک:یه نوتلا
کارسون:چشم آقا
رفت یه چند مین بعد برای یونا نوتلا آورد یونا با لذت میخورد
یونا خیلی نوتلا دوست داشت جونگکوک سعی میکرد بیشتر مواقع براش بخره
یونا همینجوری مشغول خوردن بود
کوک:عشقم وقت رفتن بیشتر از این نمیتونیم بمونیم اگر مافیا ها بیان خطر ناک میشه زودباش باید بریم خونه
یونا:میشه تا خونه قدم بزنیم ؟
کوک:اره عشق قشنگم میشه
کوک چ یونا بلند شدن رفتم بیرون قبل از اینکه اینا بلند بشن
تا پارت بعدی بای بای🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/joingroup/APf9XFMvdG7yvyPsOiVrOQ
- ۱۰.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط