رویای غمگین من

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part5
میکرد اما جلوی جعون جونگکوک رییس بزرگترین شرکت صنایع لباس که همه ازش حساب می‌بردن یه بچه ده ساله دیده میشد یونا بالاخره دستشو تو دست جونگکوک گذاشت بلند شد
جونگکوک پشت سر یونا اونو همراهی میکرد به سمت پارکینگ جونگکوک مخفیانه مافیاست و هیچکس نمیدونه اگر اینو بفهمم چی میشه؟؟
کی می‌تونه جونگکوک چقدر زیرک و مرموز
رفت سمت ماشینش در برای یونا باز کرد
خودشم رفت نشست تو ماشین استارت زد با اولین گاز شتاب گرفت ماشین به حرکت درآورد از پارکینگ بیرون رفتن و به سمت صحنه جرم رفتن
کوک که هنوز از خون میترسید استرس گرفته بود نمی‌خواست یکی دیگه اونم یونا وکیلش اونو تو اون حال ترسیده ببینه پس سغی کرد خودشو کنترل کنه اما دست خودش نبود نمیتونست اون فوبیا داشت
کوک:یونا من نمیتونم خون ببینم من بهت برای پیدا کردن آثر انگشت یه پودر میزدم اون نباید بریزی روی خون اونو باید بری روز زمین و تفنگی که اونجا افتاده تا اثر انگشت معلوم بشه بعدش آون چسب بزار تو یه کیسه بیارش
یونا:باشه
کوک:منم میرم دوبین هارو چک کنم مدرک میگیرم
جونگکوک رفت تا مدرک پیدا کنه اما انگار یکی اونارو پاک کرده بود از همه تو شرکت پرسش کرده بود اما هیچی اونجا نبود کل شرکت زیر و رو کرد اما پنجاه روز از گشتن گذشت بود که اینا خیلی چیزا برای اثبات بی‌گناهی جونگکوک به دستشون رسیده بود اما یه چیز خیلی مهم که تیر آخر برای بی‌گناهی اون بود باید پیدا میکردن اون اصلی ترین بخش بود جونگکوک کل شرکت گشته بود الا یجا اونم اتاق بخش فرمان که روز پنجاه سوم یادش آمد رفت اونجا و گشت یه فلش پیاده کرد اونو پخش کرد دید همونه ذوق کرد پرید بالا
که یهو یونا وارد شد در عین حال خودشو عادی نشون داد
یونا:چیکار میکردی
کوک:هیچی داشتم بی این فیلم تو لب تاپ نگاه میکردم
یونا:پیداش کردی
کوک:اره
سعی کرد خودشو عادی نشون بده
یونا:عالیه پس بیا بریم دادگاه
کوک:باشه
سوار ماشین شدن به سمت دادگاه حرکت کردن وقت گرفتن برای صحبت با قاضی
جونگکوک رفت جای متحم و مدرک اسناد بی گناهی رو به قاضی داد و قاضی هم که متوجه شده بود جونگکوک قاتل نیست آمد یه چیزی بگه که
کوک:آقای قاضی اگر اینجا دقت کرده باشین دست های این مرد شباهتی به دستای این آقا برادر ناتنی خانم کیم لیا داره همین طور دماغشون اگر اجازه می‌دید اثر انگشتش و مقایسه کنم تو این شصت روز از کل خانواده کیم اثر انگشت خواستم و همینطور خانواده خودم جعون ولی هیچکس جز این آقا شباهت نداشت
کوک:درست نمیگم آقای لی هوانگ
لی هوانگ:اسم من این چیزها
کوک:آقای لی هوانگ چند وقته به اسم های جعلی با قیافه های مختلف قتل میکنم آقای قاضی و خواهر ناتنی خودش رو به قتل رسوند و شواهدی که وجود داره نشون میده که قبل از قتل کیم لیا تصمیم داشته با خانواده ش خبر بده که داره مورد تجاوز لی هوانگ قرار میگیره اما اینطور که معلومه برای پوشوندن این حقیقت خانم کیم لیا رو به قتل رسونده
قاضی:لی هوانگ بیا جای متحم
قاضی:آقای جعون جونگکوک بر مبنای محاسبه و اثبات بی گناهیشون آزاد و آقای لی هوانگ برای بازجویی به انفرادی میرن‌ و...

تا پارت بعدی بای بای🎀

شرط 12 لایک 1۰ کامنت

#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من

https://splus.ir/Moonplussun

💙💜🖤🤍
دیدگاه ها (۱۷)

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part6 قاضی:آقای جعون جونگکوک ب...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part9کوک:بلند شو برین عشقم انک...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part4هات تر نشونش میداد هر دخت...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part3یونا بلند شد کوک هم به اح...

{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤Part10قبل از اینکه کوک یونا بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط