رویای غمگین من
{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part11
بوققققققققققققققققققق....
خورد به یونا و یونا رو پرت کرد اونور تر
جونگکوک که هنوز گیج تون اتفاق بود نمیتونست به اون صحنه نگاه کنه
کوک:یونا یونا عشقم کجایی
کوک بلند شد و با اون صحنه مواجه شد انگار سطل آب یخ ریخته بودن روش اون ماشین با سرعت بالایی فرار کرد جونگکوک نصف قلبش درد گرفته بود نمیتونست بره نزدیکش زنگ زد آمبولانس با اون گریه شدیدش یجوری به اون فهموند که همچین اتفاقی افتاده
کوک:آقای دکتر..گریه
دکتر:آقا آروم باشین و آدرس بدید
کوک؛اقای دکتر همسرم اینجا
دکتر:آقای محترم لطفا خونسردی خودتون حفظ کنید و آدرس رو سریعا به ما بگین
کوک:آدرس اینه....همسرم لطفاً سریع خودتو برسونید خواهش میکنم...گریه
هنوز بیست مین نشده بود که آمبولانس رسید دکترا از ماشین سریع پیاده شدن
دکتر:با شماره من یک...دو...سه
دکتر پرستار سربع بلندش کردن گذاشتنش رو برانکارد بردنش بیمارستان نزدیک شهر که بتونن سریع به خونه انتقالش بدن
جونگکوک دنبال تخت میدویید که دیگه رسیدن به اتاق عمل در اتاق عمل بسته شد جونگکوک با گریه های شدیدی افتاد رو زمین دلش میخواست بفهمه کار کی بوده پس مجبور شد از بیمارستان دل بکنه بره دنبال اون مردی باعث بانی این حال یونا ست رفت خودش رسوند خونه دوش گرفت لباساش و عوض کرد به موهاش حالت داد یه عطر خیلی تلخی زد سوار موتورش شد تمام دوربین های شهر چک کرد ه مونده بود مکان تصادف اونو هم چک کرد...
تا پارت بعدی بای بای🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/joingroup/APf9XFMvdG7yvyPsOiVrOQ
Part11
بوققققققققققققققققققق....
خورد به یونا و یونا رو پرت کرد اونور تر
جونگکوک که هنوز گیج تون اتفاق بود نمیتونست به اون صحنه نگاه کنه
کوک:یونا یونا عشقم کجایی
کوک بلند شد و با اون صحنه مواجه شد انگار سطل آب یخ ریخته بودن روش اون ماشین با سرعت بالایی فرار کرد جونگکوک نصف قلبش درد گرفته بود نمیتونست بره نزدیکش زنگ زد آمبولانس با اون گریه شدیدش یجوری به اون فهموند که همچین اتفاقی افتاده
کوک:آقای دکتر..گریه
دکتر:آقا آروم باشین و آدرس بدید
کوک؛اقای دکتر همسرم اینجا
دکتر:آقای محترم لطفا خونسردی خودتون حفظ کنید و آدرس رو سریعا به ما بگین
کوک:آدرس اینه....همسرم لطفاً سریع خودتو برسونید خواهش میکنم...گریه
هنوز بیست مین نشده بود که آمبولانس رسید دکترا از ماشین سریع پیاده شدن
دکتر:با شماره من یک...دو...سه
دکتر پرستار سربع بلندش کردن گذاشتنش رو برانکارد بردنش بیمارستان نزدیک شهر که بتونن سریع به خونه انتقالش بدن
جونگکوک دنبال تخت میدویید که دیگه رسیدن به اتاق عمل در اتاق عمل بسته شد جونگکوک با گریه های شدیدی افتاد رو زمین دلش میخواست بفهمه کار کی بوده پس مجبور شد از بیمارستان دل بکنه بره دنبال اون مردی باعث بانی این حال یونا ست رفت خودش رسوند خونه دوش گرفت لباساش و عوض کرد به موهاش حالت داد یه عطر خیلی تلخی زد سوار موتورش شد تمام دوربین های شهر چک کرد ه مونده بود مکان تصادف اونو هم چک کرد...
تا پارت بعدی بای بای🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/joingroup/APf9XFMvdG7yvyPsOiVrOQ
- ۸.۸k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط