تک پارتی با وایب اکانتاتون

تک پارتی با وایب اکانتاتون

https://wisgoon.com/star_dino
هارین از بچگی عاشق رنگ سبز بود.

لباسای سبز، قاب گوشی سبز، دفتر سبز، حتی لیوانی که هر روز باهاش چای می‌خورد، سبز بود.

تهیونگ همیشه سر به سرش می‌ذاشت.

+یه روز خودتم برگ درمیاری، هارین.

هارین اخم مصنوعی می‌کرد و با آرنج می‌زد توی بازوش.
_خفه شو، کیم تهیونگ.

همه فکر می‌کردن این دوتا فقط مثل خواهر و برادرن. از هفت‌سالگی کنار هم بزرگ شده بودن؛ دعواهاشون، آشتی‌هاشون، تولدها، گریه‌ها... همه‌چی رو با هم دیده بودن.

ولی هیچ‌کس نمی‌دونست تهیونگ از یه جایی به بعد، دیگه موقع خندیدن هارین، دلش عجیب برای هارین می‌لرزید.

...

یه عصر بارونی، طبق معمول روی نیمکت کنار گلخونه‌ی محله نشسته بودن.

هارین داشت برگ‌های سبز خیس رو با ذوق نگاه می‌کرد.

_می‌دونی چرا سبز رو دوست دارم؟

تهیونگ نگاهش کرد.
+چرا؟

هارین لبخند زد.

_چون سبز هیچ وقت تو چشم نمیزنه و خیلی ارومت میکنه

تهیونگ چند ثانیه ساکت موند.

بعد آروم یه دستبند نخ سبز از جیبش درآورد.

+پس فکر کنم وقتشه یه راز رو بهت بگم.

هارین با تعجب پلک زد.

_چی؟

تهیونگ نفس عمیقی کشید و خندید؛ همون خنده‌ای که معلوم بود پشتش کلی استرس قایم شده.

+من سال‌ها سعی کردم فقط مثل داداشت باشم...

سکوت.

صدای بارون بینشون پیچید.

+ولی هر بار که یه چیز سبز می‌دیدم، یاد تو می‌افتادم. هر بار که بارون می‌اومد، دلم می‌خواست اولین نفری باشی که کنارش راه می‌رم. هارین...

آروم دستبند رو دور مچش بست.

+من دیگه نمی‌خوام فقط داداشت باشم... من دوستت دارم.

هارین فقط نگاهش کرد.

بعد خندید؛ اون خنده‌ی ریزی که تهیونگ از بچگی عاشقش بود.

دستش رو بالا آورد، انگشتاش رو توی دست تهیونگ قفل کرد و آروم گفت:

_پس از این به بعد... هر جا سبز دیدی، بدون منم کنارت هستم.

بارون هنوز می‌بارید.

ولی برای اولین بار، دنیای سبز هارین، اسم دیگری هم داشت...

تهیونگ
دیدگاه ها (۱۳)

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/teateakookسوهی...

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/monalis29-hsسا...

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/mmummy_ccarrot...

تک‌پارتی وایب اکانتاتون پارت اولhttps://wisgoon.com/ani_noct...

#One_Last_Condition شرط آخر⬅︎P2 ساعت از دو نیمه‌شب گذشته بود...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۲ (بخش اول)یک هفته از برگشتن ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط