شهر رویایی من تم عجیبی داره انگار از جنس نیمهشب و م

شهرِ رویاییِ من تمِ عجیبی داره؛ انگار از جنسِ نیمه‌شب و مخملِ سیاه ساخته شده. همه‌جا تاریکِ تاریکه، اما نه اون تاریکی که بترسی، بلکه یه جور سیاهیِ عمیق که به آدم آرامش میده. توی این شهر، هیچ چراغِ برقی‌ای نیست؛ به جاش، هزاران فانوسِ کوچیکِ طلایی توی هوا شناورن که با صدایِ نفسِ آدم‌ها نورشون کم و زیاد میشه. دیوارِ خونه‌ها از سنگ‌هایِ صیقلیِ سیاهه که عکسِ ستاره‌ها رو مثلِ آینه نشون میدن. مردمانش شنل‌هایی از جنسِ شب به تن دارن و لبه‌ی لباس‌هاشون با نخِ نور دوخته شده. اونجا سکوت، زیباترین موسیقیه و نورها فقط جایی رو روشن می‌کنن که قراره یه اتفاقِ قشنگ بیفته
دیدگاه ها (۱۲)

«نسلِ زره‌های آهنین: چرا دهه‌های ۶۰ و ۷۰ این‌قدر سخت می‌گیرن...

تا به حال شده در اتاقی کاملاً بسته، ناگهان لرزه‌ای سرد به ست...

زمان، بی‌رحمانه تمامِ ویترین‌ها را غبارآلود می‌کند و اندام و...

رویافروش‌هایِ مدرن، قبل از آنکه پکیجی به شما بفروشند، ابتدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط