زمان بیرحمانه تمام ویترینها را غبارآلود میکند و اندا

زمان، بی‌رحمانه تمامِ ویترین‌ها را غبارآلود می‌کند و اندام و چهره را به چالش می‌کشد؛ اما در این میان، چیزی هست که کهنگی نمی‌شناسد و آن “جوهرِ شخصیت” است. وقتی سن بالا می‌رود، دیگر به دنبالِ کسی نمی‌گردیم که فقط “تماشایی” باشد، بلکه تشنه‌ی کسی هستیم که “فهمیدنی” باشد. درک و شعور، تنها دارایی‌هایی هستند که با بخشیدن، زیادتر می‌شوند و با گذشتِ سال‌ها، صیقل می‌خورند. در نهایت، آن‌چه یک رابطه را “مقدس” و ماندنی می‌کند، تقارنِ دو روح است، نه تناسبِ دو پیکر. ما به دنبالِ خانه‌ای می‌گردیم که درگاهش “اخلاق” و سقفش “فهم” باشد.
دیدگاه ها (۵)

شهرِ رویاییِ من تمِ عجیبی داره؛ انگار از جنسِ نیمه‌شب و مخمل...

«نسلِ زره‌های آهنین: چرا دهه‌های ۶۰ و ۷۰ این‌قدر سخت می‌گیرن...

رویافروش‌هایِ مدرن، قبل از آنکه پکیجی به شما بفروشند، ابتدا ...

انسان عجیب به نظر برسد، اما حقیقتِ این مسیر در همین تضاد نهف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط