Jeon Jungkook

Jeon Jungkook
prt:۵
بابا اینجا که چیزی واسه خوردن پیدا نمیشه
"در یخجال رو بست به کابینت تیکه داد چه چشمش به بشقاب روی سینک افتاد زیر لب گفت:"
-هعی پسر خودتو جمع جور کن نباید اینقدر زود تسلیم بشی
"ولی پسر اشتباه می‌کرد بشقاب روی میز خیلی خوب خودنمایی می‌کرد پسر ناچار به سمت بشقاب رفت برشداشت گفت:"
-ای بار باشه تسلیمت میشم ولی فردا نباید انقدر زود تسلیم بشی فهمیدی؟
"آب دهنشو صدا دار قورت داد به سمت میز ناهار خوری رفت روش نشست مشغول خوردن شد"
"تمام محتوای بشقاب رو مثل هیولایی که خیلی وقت بود چیزی نخورده بود خورد حتی به خورده هاشم رحم نکرد به صندلی تیکه داد گفت:"
-لعنت بهت ا.ت چرا باید انقدر دست پختت خوب باشه اخه
"به سمت کاناپه رفت روش دراز کشید پتو رو تا خر خره روی خودش کشید که کم کم چشماش سنگین شد و خوابید"
|صبح روز بعد...|
"دختر با سردرد عجیبی چشماش رو باز کرد
هنوز سرش درد میکرد ، خیلی دلش میخواست نره دانشگاه و بمونه خونه استراحت کنه اما نه ! باید میرفت
سرش رو چرخوند با دیدن جای خالی جونگکوک باز هم ناراحت شد
زیر لب زمزمه کرد:"
+فقط بخاطر یه نمره اینجوری میکنه؟...واقعا که
"از روی تخت بلند شد کم کم کارهاش رو انجام داد و راهی دانشگاه شد"
دیر رسیده بود سر کلاس
موهاش رو پشت گوشش داد و وارد کلاس شد
خدا خدا میکرد که جونگکوک چیزی نگه
تعظیم کوتاهی کرد و اروم "سلامی" گفت
سمت میزش رفت ...با صدای جونگکوک سر جاش وایستاد"
-خانم کیم بازم که دیر کردی هیچ ساعتی نگاه کردی؟میخواستی یه بار نمیومدی دیگه وقت مارم نمیگرفتی
پسر روشه به تخته کرد با ماژیک شروع کرد به حل کردن ...
"سوال رو روی تخته نوشت در ماژیک رو بست کنار رفت تا همه بچه ها سوال رو ببینن گفت:"
-اینو هل کنید صداتون میکنم پایه تخته


ادامه دارد...


همکار:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli


🫧بوس به کلتون🫧
دیدگاه ها (۰)

فالوش میکنین قشنگام؟♡https://wisgoon.com/moon_nova_7

(درخواستی)

(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط