(درخواستی)

Jeon Jungkook
prt:۳
"بعدش با اعصبانیت قدم هاش رو به سمت راه پله برداشت قدم هاش انقدر سنگین بود که خونه رو به لرزه در می‌آورد با اعصبانیت وارد اتاق شد در محکم بست
دختر با حرف های جونگکوک دلش شکست...ناراحت شد
اون خنگ نبود ، اون بی لیاقت نبود ...فقط بخاطر استرس زیاد نتونست امتحانش رو به خوبی پاس کنه ...وگرنه همیشه نمره کامل رو میگرفت
اشک داخل چشمای قهوه ای رنگش حلقه زد یه گوشه روی زمین نشست
زانو هاش رو بغل گرفت ، و بی صدا گریه کرد"
"پسر به سمت حموم رفت شیر آب سرد باز کرد رفت زیرش بعدش موهای خیسش رو عقب داد نفسش رو کلافه بار بیرون داد انعکاس خودش رو توی آینه دید قطرات آب روی صورتش می‌چکید با دستش آب روی صورتش رو پس زد به سمت وان رفت وان رو پر از آب سرد کرد توی وان نشست که از شدت سرما بدنش مور مور شد سرش رو عقب برد رفته رفته بدنش به آب سرد عادت می‌کرد نفسش آروم شده بود انگشت هاش رو توی آب تکون داد ...."
"از حموم در اومد حوله رو به پایین تنش بست بیرون رفت لباسش رو برداشت دوباره به داخل رفت بد از پوشیدن لباسش حوله رو روی موهاش انداخت از حموم در اومد جلوی آینه وایستاد و آب موهاش رو با حله گرفت حله رو گوشه صندلی آویزون کرد به سمت در رفت در باز کرد و با صدای خفه ای در بست به سمت پله ها رفت این همه کار خسته و گرسنش کرده بود"
"ا.ت وقتی فهمید جونگکوک داره میاد داخل اشپزخونه
بلند شد اشکاش رو پاک کرد
وقتی یادش اومد شام هنوز اماده نیست ضربه ای به سرش زد و سعی داشت سریع یکچیز درست کنه"

ادامه دارد...

اینم بخاطر اینکه گفتین پارت قبل کم بود گذاشتم میدونم پارت ها کمه چون گشادیم میشه زیاد بزارم🤦‍♀️
هعی به بزرگی خودتون ببخشین
کوچولوها

همکار:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli

🫧بوس به کلتون🫧
دیدگاه ها (۰)

(درخواستی)

(درخواستی)

Fate is predetermined.

(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط