سوز آه و ناله ات

سوز آه و ناله ات دل خراش غم فضاست
عمه جان اینجا کجاست

خاک این صحرا چرا عمه می‌ریزی به سر
می‌زنی بر سینه و می‌کشی آه از جگر

جای جای این زمین می‌کنی هر دم نظر
گویا این خاک پاک پیش چشمت آشناست

سوز آه و ناله ات دل خراش غم فضاست
عمه جان اینجا کجاست

گاه این جانب روان گاه آن جانب دوان
بر دلم آتش زدی این چه حالست عمه جان

میان خیمه ای غمگین نشسته زینب نالان
دو چشمش منتظر بر در دلش در صحنه میدان

دمی بگذشته و صوت حسین بر او نمیاید
به گوش او فقط آید صدای شیهه ی اسبان

صدای آه و افغان یتیمان صبر او برده
به کف آبی ندارد از برای آن همه عطشان

آقا نریمان
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤 #محرم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط