دیوار به دیوار خانه ام

🍃🍒دیوار به دیوار خانه ام

🍃🍒دیوار به دیوار خانه ام
زنی زندگی می کند
صدایی از او به گوش نمی رسد
غیر از صدای آوازی حزن انگیز
آن هم گهگاهی.
صدای خنده اش را
ازچند سال پیش به این طرفتر
دیگر نشنیدم
گاهی بوی قهوه اش مشامم را
می نوازد
و گاهی هم بوی عطر خاصش
که همیشه همان بوده و هست
آدم را مست می کند

در دیوار به دیوار خانه ام
مردی زندگی می کند
ناآرام و خشن
گاهی مست از الکل
بی تعادل و یاوه گو
این مرد اکثر اوقات
حتی زمانی که هوشیار است
برای هیچ و پوچ
بر سر زن فریاد می کشد
بی بهانه او را متهم می کند
و مقصر می داند
زن سکوت می کند
گاهی از کوره در می رود
با او درگیر می شود
اما دوباره زن خفه می شود
و آرام می گرید
چند روزی مشاجره ای از سوی خانه شان به گوش نمی رسد
همه چیز رو به عادی بودن می رود
و اما دوباره مرد عقده هایش را
بر سر زن فریاد می زند
دیروز توی کوچه دیدم
زنی را که لباسش
از بالا تا پایین پاره بود
با ماشین آسایشگاه
به تيمارستان می بردند
و مردی با اشک تمساح
زن را بدرقه می کرد🍃🍒

#فریبا_غلامیان‌‌
دیدگاه ها (۰)

#حکایت_قدیمی حکایت طمع‌کار و قاضی روزی مردی طمع‌کار نزد قاض...

🔹️بي حجابي، چشم چراني را به دنبال دارد و چشم چراني مقايسه و ...

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

من باید تا ظهر شوهر پیدا کنم!!!!!!✅نتیجه زن، زندگی آزادی، چی...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

عاشقانه های شبنم

پارت پانزدهم — صدای داخل سایرسدرِ اتاق ۰۷ با صدای بلندی قفل ...

(debt (part 2

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط