نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 54
تهیونگ با حرف هایجین توی شک بدی رفت یعنی چی که تهیونگ رو دوست داره اونم وقتی میدونه که تهیونگ همسر داره و مخصوصا ی دختر داره.
_شما متوجه هستید که دارید چی میگید؟
☆بله *اروم
_خانم محترم من زن و بچه دارم این رو که دیگه خیلی خوب میدونید*جدی
☆اما شما رابطتون اونقدرام با همسرتون خوب نیست
_اولن که هست دومن اگرم نباشه شما باید به من علاقه پیدا کنید؟
☆یعنی شما هیچ حسی حتی ی ذره هم به من ندارید؟ *توی چشاش نگا کرد
اره هایجین دختری زیبا بود که اون چشم ها انگار ادما رو اغوا میکرد، برای چند لحظه تهیونگ توی چشمای هایجین زل زده بود جوابی برای حرف هایجین نداشت فقط میتونست اگر اونجا رو ترک نکنه اوضاع بدی قراره بشه. با جدیت تمام گفت:
_خیر*جدی
هایجین خندید*
☆پس این زل زدنه برای چی بود؟
_من حرف دیگه ای با شما ندارم *بلند شد
☆اگر من رو قبول نکنید بهتون اجازه نمیدم زندگی خوبی رو داشته باشید*جدی
_هیچ غلطی نمیتونی بکنی*یکم بلند
با حرف هایجین فقط عصابش بیشتر خورد شد و سریع اونجا رو ترک کرد.
...
~فلش بک به زمان حال~
هایجین به سمت جین هو رفت و بغلش کرد مادر تهیونگ مانعش نشد و اجازه داد بغلش کند.
مهر جین هو به دل هایجین نشسته بود اصلا هایجین ی طور دیگه شده بود.میخواست کاری بکنه، کاری بکنه که مارا و تهیونگ زندگی خوشی رو نداشته باشن...
از قضا اون روز تهیونگ کارش زودتر تموم شده بود و برگشته بود خونه، متوجه حضور کسی داخل خونه شد اول فکر کرد یا یونا عه یا یون سوک پس با خیال راحت وارد خونه شد اما با صحنه ی رو به روش برای لحظه ای قلبش ایستاد.
در این مدت یکسال هایجین کاری با تهیونگ نداشت و انگار که از دنیا محو شده بود اما یدفعه بعد از یکسال پیداش شده بود اونم در زمانی که جین هو بدنیا اومده بود و الان زندگی خوبی رو تهیونگ داشت. تهیونگ فکر میکرد با نبودن اون دختر یعنی هیچ خطری تهدیدش نمیکنه اما بعد از دیدن صحنه ی رو به روش که جین هو بغل هایجین بود استرس بدی گرفت.
خودش رو جمع و جور کرد و به طرفشون رفت و گفت:
_اینجا چیکار میکنی*جدی
بچه رو از بغل هایجین گرفت و به مادرش داد
_ببرش اتاقش من با این خانم حرف دارم
×باشه
☆زندگی خوبی رو داری مگه نه؟ *نشست روی مبل
_کارت چیه؟ *جدی
☆حرفامو یادته؟ *نگاش کرد
_همون چرت و پرتا*پوزخند
هایجین از جاش بلند شد و به طرف تهیونگ رفت و گفت:
☆اره همون چرت و پرتا، پسر خوشگلی داری و حیفشه که مادری مثل مارا پیشش باشه*پوزخند



ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 55تهیونگ قشنگ متوجه نقشه هایجین شد و ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 56~دو هفته بعد~امروز مارا دلشوره شدید...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 53مارا و تهیونگ و رفتن پایین و رفتن س...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 52€ولی بیشتر به اون توجه میکنین*اخمآ ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 60پارت اخرهایجین جین هو رو بغل کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط