خیال سایه ی شب تابیده بر دل آدم

خیال سایه ی شب تابیده بر دل آدم

خیال سایه ی شب تابیده بر دل آدم
گرفته یک ماتم، بر تمام عالم و آدم
گم گشته غم بزرگی در سکوت شب
هردم، صدای خفته آید از بُغض آدم

#شاعر_حامد_عقیلی
#دیزاین_حامد_عقیلی
دیدگاه ها (۰)

«آخرین بار چه کسی از تو پرسید: واقعاً حالت چطور است؟»گاهی در...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

آرامشِ امروز ما، مدیونِ شب‌بیداری و تلاشِ مردانی‌ست که امنیت...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط