(دلداده)
(دلداده)
ویو جونگکوک
ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام رو پوشیدم ( عکسش رو میذارم) و موهام رو حالت دادم و رفتم پارکینگ و ماشین رو روشن کردم و رفتم به سمت خونه جیمین یک ساعت تو راه بودم و رسیدم به جیمین زنگ زدم
جیمین: الو
جونگکوک: لو جیمین بیا پایین
جیمین: اومدم
۱۰ مین بعد جیمین اومد و نشست تو ماشین
جیمین: سلام داداش
جونگکوک: سلام بریم
جیمین: بریم
با جیمین به سمت پاساژ رفتیم تا برای ا/ت خرید کنیم وقتی که رسیدیم و ماشین رو پارک کردم و رفتیم به داخل پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش برای ا/ت زیادی خوشگل بود پس با جیمین رفتیم داخل یه عالمه لباس براش خریدیم و رفتیم به سمت یه گل فروشی و یه گل لیلیوم خوشگل هم براش گرفتم
ادامه دارد.........
ویو جونگکوک
ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام رو پوشیدم ( عکسش رو میذارم) و موهام رو حالت دادم و رفتم پارکینگ و ماشین رو روشن کردم و رفتم به سمت خونه جیمین یک ساعت تو راه بودم و رسیدم به جیمین زنگ زدم
جیمین: الو
جونگکوک: لو جیمین بیا پایین
جیمین: اومدم
۱۰ مین بعد جیمین اومد و نشست تو ماشین
جیمین: سلام داداش
جونگکوک: سلام بریم
جیمین: بریم
با جیمین به سمت پاساژ رفتیم تا برای ا/ت خرید کنیم وقتی که رسیدیم و ماشین رو پارک کردم و رفتیم به داخل پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش برای ا/ت زیادی خوشگل بود پس با جیمین رفتیم داخل یه عالمه لباس براش خریدیم و رفتیم به سمت یه گل فروشی و یه گل لیلیوم خوشگل هم براش گرفتم
ادامه دارد.........
- ۵۱۰
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط