من پذیرفتهام

‏من پذیرفته‌ام
که برای آدم‌ های اندک شماری
می‌شود حرف زد
برایشان رفیق بود
و از سویشان امید رفاقت داشت‏⁧ ...
دیدگاه ها (۱)

که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست......

مـَن فقـط یـک کـمی خـسته‌امبعـضی مـواقع فـکر مـی‌کنم آنـقدر ...

نشسته بودم کنار پنجره و داشتم محوطه دانشکده رو نگاه میکردم، ...

برای چشم‌های سرخ برای گونه‌های زردبرای آتش سردِ دلخوشی برای ...

در رفاقت رسم ما جان دادن استهر قدم را صد قدم پس دادن استهرکه...

پرسید فرق بین دوست و رفیق، گفتم دوست فقط یک آشناست، یک همکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط