که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست......

که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست......
دیدگاه ها (۱)

مـَن فقـط یـک کـمی خـسته‌امبعـضی مـواقع فـکر مـی‌کنم آنـقدر ...

نهنگی دید مرگش را ولی دل را به ساحل زدمن از پایان خود آگاهم ...

‏من پذیرفته‌امکه برای آدم‌ های اندک شماریمی‌شود حرف زدبرایشا...

نشسته بودم کنار پنجره و داشتم محوطه دانشکده رو نگاه میکردم، ...

شیر موزم حرفم به توعهادیت خودم حال کنیدا

من در حال قر دادن با این اهنگ 👾

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط