شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی

شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی...تن من پر از خونه...خون قربانی هام...خون و نفرین خانواده هاشون...خون احساساتم...چیزی که میخواستم باشم این نبود....من نمیخواستم همه چیز بهم بریزه...تا قبل تو همه چیز خوب بود چون احساس نمی‌کرد بخاطر این کار ممکنه ازم متنفر شی...ممکنه دوستم نداشته باشی تو اومدی و باعث شدی حس کنم میخوام چیزی باشم که تو دوسش داری
دیدگاه ها (۱۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part74صدای تخس وشاد سعید از پشت گوشی اومدسعید...

برده عمارت جئون

dark life = 33

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 160♡⁠。⁠)⁩فکر به...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

سناریو تایجو

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

پارت ۴۷

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 6+ممنونم.. _همینو برمیدا...

My lovely neighbor part : 66

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط